تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
روزه را باطل سازد . عرض شد : آيا ما دروغ مىگوييم ؟ امام عليه السّلام فرمود : نه آن دروغ بيهوده ، بلكه دروغ بر خدا و پيامبر او و امامان صلوات اللَّه عليهم است ( كه مبطل وضو و روزه باشد ) . سپس فرمود : به راستى روزه داشتن فقط پرهيز از خوردن و آشاميدن نيست . چنان كه مريم عليها السّلام گفت :
إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً
- من براى خداى مهربان روزه‌اى نذر كردم » ، « 22 » يعنى سكوتى ( نذر كردم ) ، پس زبانهاى خود را نگهداريد و چشمانتان را بر هم نهيد و بر يك ديگر رشك مبريد و با هم ستيزه نكنيد زيرا همان گونه كه آتش چوب را مىخورد ، رشك و حسد ايمان را مىخورد . ( 1 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه ( بخواهد ) به خداوند چيزى را كه نياموخته بياموزد عرش او بلرزد . « 23 » ( 2 ) و فرمود عليه السّلام : به راستى ، خدا دانسته كه گناه براى مؤمن بهتر از خودبينى است و اگر نه چنين بود هرگز مؤمنى به گناه دچار نمىشد . ( 3 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه بدخوى شود خود را شكنجه دهد . ( 4 ) و فرمود عليه السّلام : نكويى چون نام خود ( نيكو ) است و هيچ چيز برتر از نيكوكارى جز پاداش آن نباشد و نكوكارى هديه‌ايست از جانب خداوند به بندهء خويش ، و نه چنان است كه هر كه بخواهد به مردم نكويى كند تواند كرد ، و نه هر كس كه بدان رغبتى دارد به انجامش تواند رساند و نه هر كه را بر آن توانايى باشد توفيق و رخصت آن بود . پس هر گاه خداوند بر بنده‌اى منّت گذارد رغبت نكوكارى و توانايى و رخصت آن را يك جا به وى مرحمت فرمايد و اينجاست كه نيكبختى به تمامى رسد و بزرگوارى براى خواهان و خواسته فراهم شود . ( 5 ) و فرمود عليه السّلام : جز به ( وسيله‌اى ) مانند سپاسگزارى بر آنچه دلخواهست نتوان فزود و جز به ( دارويى ) چون شكيبايى از آنچه ناخواه و ناخوشايند است نتوان كاست . ( 6 ) و فرمود عليه السّلام : ابليس را سپاهى سخت‌تر از زنان و خشم نباشد . ( 7 ) و فرمود عليه السّلام : دنيا زندان مؤمن ، و شكيبايى دژ جانپناه وى و بهشت جايگاه اوست . و دنيا بهشت كافر ، و گور زندانش و دوزخ قرارگاه اوست . ( 8 ) و فرمود عليه السّلام : خداوند يقينى را كه شكّى در آن نيست ماننده‌تر از مرگ به شكّى كه يقينى در آن نباشد نيافريده است . ( 9 ) و فرمود عليه السّلام : هر گاه ديديد بنده‌اى به رسيدگى به گناهان مردم پرداخته و گناه خود را فراموش كرده بدانيد كه به راستى گرفتار مكر ( و غافلگير شدن ) گشته است .
هامش
( 22 ) مريم ، 26 ( 23 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « من اعلم اللَّه ما لم يعلم » ، [ . . . ما لا يعلم - آنچه نمىداند ] آمده است ( و مراد از اين بيان امام عليه السّلام آنست كه هر گاه جاهلى و حتى عالمى كه چيزكى خوانده ولى آن را خوب نفهميده يا غير از طريق تعليمات الهى از جايى دانشى دست و پا كرده بخواهد در برابر خدا به اظهار علم پردازد و لحيه بجنباند عرش خدا از اين گستاخى او بلرزد . - م . )