دست يك ديگر نهاده است . ولى از خدا بخواه كه روزى تو را به دست بندگان نيكش بسپارد كه اين به راستى خوشبختى است و به دست بندگان بدش ننهد كه اين به راستى بدبختى است .
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : عملكنندهء بىبصيرت مانند رونده به بيراهه است ، و شتابش در رفتن جز بر دورى او از مقصد نيفزايد .
در تفسير فرمودهء خداى عزّ و جلّ كه :
اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ
- از خداوند چنان كه سزاوار پرواى اوست پروا كنيد « 19 » » فرمود : ( يعنى ) اطاعت شود و نافرمانى نشود ، و به ياد ماند و فراموش نگردد ، و سپاسش دارند و ناسپاسيش نكنند .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه خدا را بشناسد از او بترسد و هر كه از خدا بترسد از دنيا دل بركند .
( 3 ) و فرمود عليه السّلام : ترسان كسى است كه بيم ، زبانى برايش باقى نگذاشته كه بدان سخن گويد . « 20 » به آن حضرت عليه السّلام عرض شد : گروهى معصيت مىكنند و مىگويند : ما اميد ( رحمت و توبه ) داريم و همچنان ادامه مىدهند تا مرگشان در رسد . امام عليه السّلام فرمود : اينان گروهى هستند كه ترجيح مىدهند عمر در آرزوها بسر آرند ، دروغ مىگويند و اميدى ندارند . « 21 » به راستى ، هر كه آرزوى چيزى دارد ، آن را بجويد و هر كه از چيزى بترسد ، از آن بگريزد .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : ما كسى را كه خردمند و دانا و فهميده و دينشناس و بردبار و سازگار و شكيبا و راست گفتار و وفادار باشد دوست داريم . به راستى خداوند پيامبران عليهم السّلام را به مكارم اخلاقى ممتاز گردانيد ، هر كه از آن مكارم برخوردار است بايد خدا را سپاس گزارد و هر كه از آنها بىبهره است بايد به درگاه خدا زارى كند و آنها را از او بخواهد . عرض شد : مكارم اخلاق كدامست ؟ امام عليه السّلام فرمود : پارسايى و قناعت و شكيبايى و سپاسگزارى و بردبارى و آزرم و گشاده دستى و دليرى و غيرتمندى و راست گفتارى و نيكو كارى و امانت پردازى و يقين و خوشخويى و مردانگى است .
( 5 ) و فرمود عليه السّلام : از استوارترين حلقههاى ايمان آنست كه در راه خدا دوست بدارى و در راه خدا دشمن دارى و در راه خدا بدهى و در راه خدا خوددارى كنى .
( 6 ) و فرمود عليه السّلام : پس از مرگ جز سه خصلت ( و توشه ) در پى آدمى نيايد : صدقهاى كه خداوند در زندگى بر دست او گذارنده ( و به وسيلهء او پرداخته ) كه پس از مرگش نيز باقى و به سود او جارى است ، روش درستى كه بدان عمل شود و فرزند صالحى كه برايش دعا كند .
( 7 ) و فرمود عليه السّلام : به راستى كه يك دروغ ، هر گاه پس از وضوى نماز باشد ، وضو را بشكند و
هامش
( 19 ) آل عمران ، 102
( 20 ) يعنى از ترس زبانش بند آمده و از بيم خدا ياراى آن ندارد كه به ناروا و ناسزا گشايد . - م .
( 21 ) در الكافى به جاى « كذبوا ليس يرجون » ، [ كذبوا ليسوا براجين - دروغ گفتند ، اميدوار نيستيد ] آمده است .