تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : هر كس بگاه خشم و رغبت و ترس و شهوت خويشتن دار باشد خدا پيكرش را بر آتش حرام كند . ( 2 ) و فرمود عليه السّلام : عافيت نعمتى است سبك گام « 14 » كه چون باشد فراموش ماند و چون از ميان برود به ياد آيد . ( 3 ) و فرمود عليه السّلام : خداى را در توانگرى دادن ، نعمت تفضّل و زياده بخشى است و در تنگدستى نصيب كردن ، نعمت پاكسازى ( از گناه ) . ( 4 ) و فرمود عليه السّلام : خداى را بر بندهء خويش چه بسيار نعمتهاست كه آرزويش را هم نداشته و چه بسيار آرزو خواهى كه ديگرى به آرزويش رسيده و چه بسيار مخلوقى كه به مرگش شتابد ولى در دريافت بهره‌اش كندى كند . « 15 » ( 5 ) و فرمود عليه السّلام : درمانده است آنكو براى هر بلايى صبرى آماده ندارد و براى هر نعمتى سپاسى مهيّا و براى هر تنگى و سختىاى اميدى خوش . هنگام هر بلا و گزندى كه به فرزند يا مالت رسد خويشتن را شكيبا دار زيرا به راستى ، خداوند عاريت و بخشش خود را باز مىستاند تا سپاسگزارى و بردبارى تو را بيازمايد . ( 6 ) و فرمود عليه السّلام : هيچ چيز نيست مگر آنكه آن را اندازه‌اى باشد . عرض شد : اندازهء يقين كدام است ؟ امام عليه السّلام فرمود : اينكه از چيزى نترسى . ( 7 ) و فرمود عليه السّلام : مؤمن را سزد كه در او هشت خصلت باشد : هنگام فتنه‌هاى لرزاننده با وقار و هنگام بلا بردبار و هنگام آسايش سپاسگزار باشد ، بدان چه خدايش روزى فرموده قناعت كند و بر دشمنانش هم ستم نراند و بر دوستانش گرانبار نباشد « 16 » ، پيكرش از او در رنج « 17 » و مردم از او در آسايش باشند . ( 8 ) و فرمود عليه السّلام : به راستى ، دانش مؤمن را دوست باشد و بردبارى و زيرش و شكيبايى سپهسالارش و مهربانى برادرش و نرمش پدرش . ( 9 ) ابو عبيده « 18 » عرض كرد : برايم دعا فرما كه خداوند روزيم را به دست بندگان ننهد . ( امام ) عليه السّلام فرمود : خدا چنين برايت نخواسته و ( مشيّت او ) جز اين نيست كه روزى بندگان را در
هامش
( 14 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « نعمة خفيفة » ، [ نعمة خفيّة - نعمتى پنهانى است ] آمده است . ( 15 ) يعنى در گامسپارى به سوى هلاك تيزرو ولى در كسب ثواب سست گام و كندرو است . - م . ( 16 ) در الكافى به جاى « و لا يتحمّل الاصدقاء » ، [ لا يتحامل للاصدقاء - دشوارى و زيانى براى دوستانش نباشد ] و در پاره‌اى نسخه‌ها ، [ و لا يتعامل للاصدقاء ] آمده است . ( 17 ) يعنى اندامش را با اداى فرايض و عبادات و خدمت به خلق به رنج افكند ، يا به تعبير شعرى نظامى مصداق : « رنج خود و راحت ياران طلب » باشد . - م . ( 18 ) ظاهر آن است كه مراد ابو عبيدهء حذّاء ، زياد بن عيساى كوفى از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السّلام است كه در زمان ( حضرت ) صادق عليه السّلام در گذشت .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 367 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى