تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
آموزش يابد ولى آنكه صاحب تازيانه و شمشير باشد ( تربيت ) نپذيرد . « 7 » ( 1 ) و فرمود عليه السّلام : به راستى ، كسى امر به معروف و نهى از منكر كند كه سه خصلت دارد : خود بدان چه امر مىكند دانا و از آنچه نهى مىكند آگاه است ، در آنچه امر مىكند عادل « 8 » و در آنچه نهى مىكند نيز عادل است ، دوستانه امر مىكند و به مهربانى نهى مىنمايد . ( 2 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه از سلطان ستمكار درخواست فضل و احسانى كند و از او بلايى بيند ، مزدى بر آن نيابد و شكيبايى بر آن نصيبش نيايد . ( 3 ) و فرمود عليه السّلام : خداوند نعمتهايى به گروهى داد و سپاسش نداشتند ، پس همان نعمتها و بال و سربارشان شد ، و گروهى را به مصيبتهايى آزمود و شكيبايى كردند و بلا براى ايشان نعمت گرديد . ( 4 ) و فرمود عليه السّلام : اصلاح وضع همزيستى و سازگارى مردم با يك ديگر پيمانهء پريست « 9 » كه دو سومش هوشمندى و يك سومش ناديده گرفتن ( و چشم پوشى از خطاى ديگران ) است . ( 5 ) و فرمود عليه السّلام : انتقام‌ورزى با بينوايان چه قدر زشت است . به او عرض شد : مردانگى چيست ؟ حضرت عليه السّلام فرمود : ( اين است كه ) خدا تو را در آنجا كه نهيت كرده نبيند و در آنجا كه فرمانت داده ناپيدايت نيابد . ( 6 ) و فرمود عليه السّلام : هر كس را كه به تو نعمت داد سپاس دار و به هر كه سپاست داشت نعمت بخش زيرا هر گاه سپاس باشد نعمت را زوالى نيست و اگر ناسپاسى شد نعمت نماند . سپاسگزارى مايهء افزونى نعمت و ايمنى از فقر است . ( 7 ) و فرمود عليه السّلام : از دست شدن نياز ( و فوت حاجت ) بهتر از درخواست ( رفع ) آن از ناشايستگان است . بدتر از مصيبت كج خويى ( و بيتابى ) در برابر آن است . ( 8 ) مردى از وى خواست چيزيش بياموزد كه مايهء رسيدن به خير دنيا و آخرت ، و مختصر باشد . حضرتش عليه السّلام فرمود : دروغ مگو . ( 9 ) از او پرسيدند : بلاغت ( رسايى سخن ) چيست ؟ حضرتش عليه السّلام فرمود : كسى كه چيزى داند سخنش در باب آن كم باشد و به راستى از آن رو بليغش خوانده‌اند كه به آسان‌ترين كوشش به مقصودش برسد . ( 10 ) و فرمود عليه السّلام : وام ، اندوه شب و خوارى روز است .
هامش
( 7 ) زيرا غالبا نصيحت در زورمندان تأثيرى ندارد و هر قدرتمند و سلطانى مغرور است مگر آنكه به ندرت ملازم حق و ملزم پيروى از آن باشد . ( 8 ) مراد از عادل ، در اصطلاح فقهى اين است كه خود هرگز مرتكب گناهان بزرگ نمىشود و بر ارتكاب گناهان كوچك نيز اصرارى نمىورزد و نخست عيب خود را اصلاح مىكند و سپس منصفانه به امر و نهى ديگران مىپردازد . - م . ( 9 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « ملّ مكيال » ، [ على مكيال - بر پيمانه‌ايست ] آمده است .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 365 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى