خشم آر ، اگر بر دوستى تو استوار ماند برادر ( و دوست واقعى ) توست و گر نه دوست نيست .
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : به دوستى كس اعتماد مكن مگر آن كه سه بارش به خشم آورده باشى .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : به دوستت اعتماد مطلق مكن زيرا زمين خوردن و از پاى درآمدن « 2 » بر اثر دلباختگى و اعتماد همه جانبه را درمان و جبرانى نباشد .
( 3 ) و فرمود عليه السّلام : اسلام درجهاى است و ايمان درجهاى است روى اسلام و يقين درجهاى روى ايمان « 3 » و آنچه مردم بدان رسند كمتر از حدّ يقين است .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : بركندن كوهها آسانتر از بركندن دلها از جاى خويش است .
( 5 ) و فرمود عليه السّلام : ايمان در دل است و يقين الهامات اشراقى .
( 6 ) و فرمود عليه السّلام : ميل به دنيا مايهء غم « 4 » و اندوه ( بيمرّ ) و بىميلى به دنيا مايهء آسايش دل و پيكر باشد .
( 7 ) و فرمود عليه السّلام : راحت زندگانى در داشتن خانهاى اجارهاى « 5 » و نانى خريدنى است . « 6 » ( 8 ) حضرت عليه السّلام به دو مرد كه در حضورش با يك ديگر نزاع مىكردند فرمود : هان ! به راستى ، هر كس به ستم پيروزىاى به دست آرد به خير نرسد و هر كه به مردم بدى كند نبايد چون با او بدى كردند بدش آيد .
( 9 ) و فرمود عليه السّلام : پيوند برادران به هنگام حضر ، ديدار از هم و بگاه سفر ، نامهنگارى به يك ديگر است .
( 10 ) و فرمود عليه السّلام مؤمن جز به سه خصلت نيك نشود : فهم در دين ، اندازهدارى نيكو در زندگانى و بردبارى بر ناگوارى .
( 11 ) و فرمود عليه السّلام : بر مؤمن ، عورتش چيره نگردد و شكمش او را رسوا نسازد .
( 12 ) و فرمود عليه السّلام : همنشينى بيست ساله ( به منزلهء ) خويشاوندى است .
( 13 ) و فرمود عليه السّلام : احسان نسزد مگر نسبت به كسى كه عيالوار يا ديندار است . و چه كم كسى باشد كه احسان را سپاس دارد .
( 14 ) و فرمود عليه السّلام : به راستى ، مؤمن امر به معروف و نهى از منكر شود و پند پذيرد ، يا نادان
هامش
( 2 ) در پارهاى نسخهها به جاى « صرعة الاشتر سال » ، [ سرعة الاسترسال - سرعت دلباختگى را . . . ] آمده است
( 3 ) در متن چنين است و در الكافى آمده [ و التقوى على الايمان درجة و اليقين على التقوى درجة - و تقوى يك درجه بالاى ايمان و يقين يك درجه بالاى تقوى است ]
( 4 ) در پارهاى نسخهها به جاى « تورث الغمّ و الحزن » ، [ . . . النقم و الحزن - نقمت و اندوه ] آمده است .
( 5 ) زيرا نقل مكان از خانهء اجارهاى آسانتر از تعويض خانهء ملكى است و مستأجر هر گاه از درنگ در خانهاى به سببى دلزده شود خانهاى ديگر اجاره مىكند . در فرهنگ عامّه نيز آمده است : « اجارهنشين خوشنشين باشد » . - م .
( 6 ) زيرا تهيه نان خانگى ، از دستاس كردن گندم و خميرگيرى و پختن نان به تنور ، كارى سخت دشوار و براى بانوان رنج آور است ولى خريد نان به هيچ يك از اين زحمات نيازى ندارد . - م .