راه يكتاپرستى چيست ؟ امام عليه السّلام فرمود كاوشگرى و تحقيق ممكن و رهجويى فراهم است ، به راستى شناخت « خود » حاضر پيش از صفتش و شناخت صفت غايب پيش از « خود » او صورت گيرد . ( 1 ) گفتند : چگونه « خود » حاضر را پيش از صفتش بشناسيم ؟ فرمود : او را مىشناسى و به گونهاى از دانشش در مىيابى « 3 » و خودت را نيز به وسيلهء او مىشناسى و خود را به وسيلهء خود و از پيش خود نمىشناسى و مىدانى كه به راستى هر چه در اوست از آن او و مختصّ به اوست « 4 » چنان كه ( برادران يوسف ) به يوسف گفتند :
إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ ؟ قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي
- آيا تو خود يوسفى ؟ گفت آرى : من يوسفم و اين برادر ( ابوينى ) من است . » « 5 » پس يوسف را به خود او شناختند و به وسيلهء ديگرى نشناختندش و از پيش خود و به پندار دل ايجادش نكردند . نبينى كه خداوند مىفرمايد :
ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها
- شما را نرسد كه از پيش خود درخت آن ( باغهاى بهشت ) را برويانيد . » « 6 » مىفرمايد شما حق نداريد از پيش خود امامى بگماريد و او را به هواى نفس و ارادهء دلخواه خود بر حق بخوانيد . ( 2 ) سپس ( امام ) صادق عليه السّلام فرمود : سه كسند كه « در قيامت خدا با آنها سخن نگويد » « 7 » و به ايشان ننگرد « و از پليدى پاكشان نسازد و آنان را عذاب دردناك خواهد بود . » « 8 » هر كه درختى را بروياند كه خدايش نرويانده ، يعنى كسى كه امامى را كه خدا نگماشته برگمارد يا امامى را كه خدا گماشته است انكار كند ، و كسى كه بپندارد اين دو كس را در اسلام سهمى باشد ، با اينكه خدا فرموده است :
وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ
- و پروردگارت هر چه خواهد بيافريند و برگزيند ؛ اختيارى براى آنان نيست . » « 9 » »
هامش
( 3 ) توضيح اين بيان « و تعلم علمه - كه ترجمه تحت اللفظى آن چنين است : « علمش را مىدانى » پيشتر در پابرگ 333 و 334 ( از افادات علّامه طباطبائى ) آمده است .
( 4 ) در متن آمده است : تعرفه و تعلم علمه و تعرفه نفسك به و لا تعرف نفسك بنفسك من نفسك . و تعلم انّ ما فيه له .
برخى چنان كه در پابرگ صفحه 333 اشاره شد ، « هاى » ضمير در « فيه » را راجع به « نفسك » دانستهاند و گفتهاند كه شايد به اعتبار اضافهء « نفس » به « ك » كه مذكر است ضمير عائد به « نفس » در « فيه » به صيغهء مذكر آمده است و گر نه « فيها » گفته مىشد . و نيز گفتهاند تواند بود كه « فيه » به معنى « في كونك يا في وجودك - در هستى تو ، يا در وجود تو » به كار رفته باشد . امّا چنان كه پيداست جملهء « و تعلم انّ ما فيه » معطوف به « تعلم علمه » است و مراد از هر دو ضمير مذكّر غايب در « فيه » و « علمه » ذات سبحان است جلّ جلاله .
( 5 ) يوسف ، 90
( 6 ) النّمل ، 60
( 7 ) مأخوذ از آيهء 174 سورهء بقره كه فرمايد :لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ. - م .
( 8 ) مأخوذ از آيهء 174 سورهء بقره كه فرمايد :لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ. - م .
( 9 ) القصص ، 69 .