( 1 ) و معنى مرتكب گناهان بزرگ كه ايمانش با ارتكاب آنها تباه گردد اين است كه كسى بدون سرپيچى و كيش گرفتن ( گناه ) و نه از روى لذّت و شهوت بلكه از سر جانبدارى يا خشم به غرقابهء گناهان بزرگ در افتد و دست درازى بسيار كند و دشنام گويد و بكشد و اموال ( مردم ) را بگيرد و مانع اداى حقوق ( به حقدار ) شود و جز اينها ، از گناهان بزرگى كه مرتكب به سببى غير از لذّتجويى انجام مىدهد . و از اين شمار است : سوگند دروغ و رباخوارى و جز آنها كه مرتكب آنها را براى لذّتجويى ( جسمانى ) انجام نمىدهد [ و ] ميخوارى و زنا و بازى سرگرمكننده ( و بازدارنده از ذكر خدا و عبادت ) كه مرتكب تمام اين كارها تباهكنندهء ايمان خويش است و به سبب ارتكاب گناهان بزرگ از ايمان بدر آمده ولى از اين جهت مشرك و كافر و گمراه نيست ، بلكه از روى نادانى به نوعى كه ما وصفش كرديم جهالت ورزيده است . و اگر ميلش به گونههاى ديگرى كه ما مرتكبان آنها را تعريف كرديم بكشد ( البتّه ) از طراز آنها خواهد شد .
( 2 )
پاسخ آن حضرت عليه السّلام در بارهء زندگانى بندگان ( خدا ) و راههاى درآمد
پرسندهاى از او پرسيد و گفت : راههاى زندگانى بندگان ( خدا ) كه در آنها مالى بدست آرند و با يك ديگر داد و ستد كنند و راههاى هزينهء آنها چند است ؟ ( امام ) عليه السّلام فرمود : تمام راههاى زندگانى از انواع معاملات ميان مردم كه بدان كسب و كار كنند چهار گونه داد و ستد است . عرض كرد : آيا تمام اين چهارگونه حلالند يا تمام حرام يا پارهاى حلال و برخى حرامند ؟ ( امام ) عليه السّلام فرمود : بسا كه در تمام اين چهار گونه جهتى حلال و جهت ديگرى حرام باشد ، همهء اين انواع نامگذارى شده و جهات شناختهشدهاى دارند . نخستين جهت از اين جهات چهارگانه كارمندى و كارپردازى يك ديگر است . نخست كارمندى حكمرانان و كارمندان حكمرانان است تا برسد به پايينترين آنان كه همهء آنها در مورد كسى كه به كار گماشته شده بابى از ابواب ( و نوعى ) از كارمندى محسوب مىشود . سپس بازرگانى در تمام انواع خريد و فروش با يك ديگر ، سپس صنعتهاست به تمام گونههايش ، آنگاه اجارهها ( و كارمزديها ) ست از هر دست اجارهاى كه بدانها نياز باشد و تمام اين انواع از سويى حلال باشد و از ديگر سويى حرام . و از جانب خدا بر بندگان واجب شده كه در اين معاملات از راههاى حلال در آيند و سودا به حلال كنند و از راههاى حرام آن دورى نمايند .
( 3 )
تفسير معنى كارمنديها « 1 » يا تصدّى مشاغل حكومت
( كارمندى ) دو روى دارد : يكى از آن دو كارمندى حكمرانان عادل است ، يعنى كارمندى كسانى كه خداوند به « ولايت » و قبول خدمت آنان بر مردم و كارگزارى مأموران و كارمندى كارگزارانشان تا پايينترين ردهء آنان امر فرموده و اين بابى از ابواب « ولايت » و خدمتگزارى است از ديدگاه كسى كه بدان سمتها گماشته شده است . و روى ديگر از كارمندى ، خدمتگزارى به فرمانروايان ستمكار و
هامش
( 1 ) در متن « ولايات » آمده كه به معنى كارمنديها و كارگزاريها و تصدّى هر گونه مشاغل دولتى است . - م .