تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
يا نگرانى است به ايشان برسد ، منتشرش مىسازند » « 2 » ( 1 ) سپس فرمود : كسى كه راز ما را به زيان ما فاش كند چون كسى باشد كه بر ما شمشير كشيده است ، خدا رحمت كند بنده‌اى را كه علم پنهان داشتنى ما را بشنود و آن را زير پاى خود به خاك ( كتمان ) بسپارد . ( 2 ) به خدا سوگند كه من به ( احوال ) بدان شما از دامپزشك به ( احوال ) چهارپايان آگاه‌ترم ، آن بدان شما كه قرآن جز به ناهنجار نخوانند و نماز جز به ديرگاه ( يا پشت صف ) نگزارند و زبانشان را نگه ندارند . ( 3 ) بدان كه چون حسن بن على عليهما السّلام نيزه خورد و مردم بر ( سر حكومت ) او اختلاف كردند ، كار ( ظاهر ) را به معاويه واگذاشت و شيعه بر او چنين سلام گفتند : سلام بر تو اى خوارساز مؤمنان ! ( حضرتش ) عليه السّلام گفت : « من نه خوارساز مؤمنانم كه عزيزكنندهء ايشانم . چون ديدم كه شما را ( با هواداران معاويه ) ياراى پايدارى نيست كار را واگذاشتم تا من و شما در ميان آنان بمانيم ، همچنان كه آن داناى فرزانه كشتى را عيبناك كرد تا براى سرنشينانش بماند « 3 » ، كردار شخص من با شما چنان است تا در ميان آنان بمانيم . » ( 4 ) اى پسر نعمان من سخنى ( به راز ) با يكى از شما بگويم و او از قول من آن را ( به هر جا ) باز گويد ، و به اين سبب من نفرين كردن بر او و بيزارى خود را از او روا شمارم . زيرا پدرم مىفرمود : « چه چيزى است كه بيش از تقيّه چشم نگران را از بيقرارى بيندازد ( و آرامش بخشد ) ؟ به راستى ، تقيّه سپر مؤمن است « 4 » و اگر تقيّه نبود خدا پرستش نمىشد » و خداوند عزّ و جلّ فرمود :
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ، وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً
- نبايد مؤمنان كافران را به جاى اهل ايمان دوست گيرند و هر كه چنين كند از ( لطف و ولايت ) خداوند بىبهره است ، مگر آنكه از آنان به نوعى تقيّه كنيد » « 5 » ( 5 ) اى پسر نعمان از كشمكش بپرهيز كه كردارت را بىثمر كند ، و از ستيزه بپرهيز كه هلاكت سازد و از بسيارى درگيرى و طرف شدن ( با مردم ) بپرهيز كه تو را از خدا دور كند . ( 6 ) سپس فرمود : به راستى ، آنان كه پيش از شما بودند خاموشى مىآموختند و شما سخن گفتن مىآموزيد ، هنگامى كه يكى از ايشان آهنگ پرستش محض مىكرد ده سال پيشتر از آن آموزش خموشى مىيافت و اگر آن را خوب فرا مىگرفت و بدان مىپاييد آن گاه به عبادت ويژه مىپرداخت و گر نه مىگفت : من نه
هامش
( 2 ) النساء ، 83 ( 3 ) اشاره به قضيه همراهى حضرت موسى عليهما السّلام با رفيق جوانمردش كه مفسران گويند حضرت الياس يا « خضر » است و امام حسن عليه السّلام در اينجا به عنوان « داناى فرزانه » از او ياد فرموده است . و شكستن قسمتى از كشتى بينوايان ، تا به عنوان كشتى سالم به مصادرهء سلطانى جابر كه هر كشتى سالمى را مصادره مىكرد ، در نيايد . رك : سورهء مباركهء الكهف آيات شريفه 60 تا 83 . - م . ( 4 ) زيرا به وسيلهء آن ( تقيّه ) بنيان و ريشه‌هاى اسلام حفظ شود . كلينى اين روايت را به نقل از محمد بن عجلان در الكافى آورده است . ( 5 ) آل عمران ، 28