تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
تمامش را عريان مىكنيد « 20 » - ( البته ) دريافتند كه اين مثلى بوده كه براى آنها زده است - او را گفتند : اى روح اللَّه اين چگونه است ؟ گفت : ( بارى ) يكى از شما بر پوشاندنى برادرش آگاه مىشود ، ولى آن را نمىپوشاند . ( 1 ) به حقيقت به شما مىگويم كه بدان چه مىخواهيد جز با ترك شهوت نتوانيد رسيد و بدان چه اميد داريد جز با بردبارى بر آنچه خوش نداريد دست نمىيابيد . ( 2 ) از يك نگاه ( ناپاك ) هم بپرهيزيد زيرا همان يك نگاه بذر شهوت را در دل بكارد و براى فريفتن نگرنده بس باشد . خوشا بر آنكه چشمش را در دل نهاد و بينشش را در چشم خود قرار نداد . « 21 » ( 3 ) به عيبهاى مردم بسان ارباب ( بزرگ ) ننگريد و عيبهاى خود را به صورت بندگان ( خرد و حقير ) در نظر نياوريد . همانا مردم دو گروهند : گرفتار و زشتكار . پس بر گرفتار رحمت آريد و بر رستگارى خداى را سپاس گزاريد . » ( 4 ) اى پسر جندب ، با كسى كه از تو گسسته بپيوند و به آنكه از تو دريغ داشته بخشش كن و با آنكه به تو بدى كرده نكويى كن و بر آنكه تو را دشنام گفته سلام گوى و با آنكه بر تو ادعايى دارد انصاف ورز و كسى را كه به تو ستم كرده ببخشاى همچنان كه دوست دارى ببخشايندت ، ببخشايش الهى را بر خود به ديدهء عبرت نگر ، آيا نبينى كه آفتابش بر نيكان و بدان ( يكسان ) تافته و بارانش بر نكوكاران و خطاكاران ( برابر ) باريده است ؟ ( 4 ) اى پسر جندب ، در برابر ديدگان مردم صدقه مده كه نيكت شمارند زيرا اگر چنين كنى مزدت همان باشد كه گرفتى ، ولى چنان كن كه اگر با دست راستت بخشيدى دست چپت از آن آگاه نشود زيرا آن ( كس ) كه براى او در نهان صدقه مىدهى ، بدان روز كه آگاهى مردم از صدقه دادن تو زيانيت نرساند ، ( يعنى قيامت ) به عيان در برابر ديدهء همگانت پاداش دهد . ( 5 ) صدا آهسته دار زيرا پروردگارت به نهان و عيان همه آگاه است ، پيش از آنكه از او چيزى خواهيد آن را مىداند . ( 6 ) هر گاه روزه دارى از كسى غيبت مكن . و روزه را با ستم ميالاييد . و چون كسى مباش كه براى نمايش به مردم روزه گيرد ( آنان كه ) رخسار را تيره گون و سرها را ژوليده و دهانها را خشكيده نمايند تا مردم بدانند كه ايشان روزه دارند . ( 7 ) اى پسر جندب ، نيكى به تمامى فراروى تو و بدى به تمامى برابر توست . ( امّا ) هرگز ( كلّ كامل ) نيكى و بدى را جز به آخرت نبينى زيرا خداى عزّ و جلّ تمام نيكى را در بهشت و تمام بدى را در دوزخ نهاده است چه آن دو جاودانه‌اند . بر آن كس كه خدايش هدايت بخشيده و به ايمان گراميش داشته و رهيابيش را به وى الهام فرموده و خرديش داده كه نعمتهاى او را بشناسد و حكمتيش در افزوده كه كار دين و دنيايش را چاره كند ، واجب است كه خود را بر آن دارد كه خداى را سپاس گزارد و ناسپاسيش نكند ، و خداوند را به ياد دارد و فراموشش نكند و از خداى فرمان برد و نافرمانيش
هامش
( 20 ) يعنى اينك به زبان مىگوييد كه به نظر شما بايد عيب برادر را پوشاند ولى در عمل آن گونه كه من شما را مىشناسم چنان نمىكنيد و عيب او را آشكار مىسازيد . - م . ( 21 ) يعنى بصيرت قلبى يافت و تنها به مشهودات عينى اكتفا نكرد و همه چيز را به چشم جان ديد . - م .