مستى آور ننوشند . گفتم : فدايت شوم ، آنان را كجا يابم ؟ فرمود : در قلّهء كوهها و كنار شهرها . و چون به شهرى درآمدى ( از مردم ) سراغ كسى را گير كه با ايشان همسايگى نمىكند و ايشان با او مجاورت نمىكنند « 11 » ، همان كس مؤمن است . چنان كه خدا فرمود :
وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى
- از دورترين نقاط شهر مردى شتابان فرا رسيد . » « 12 » به خدا سوگند كه او « حبيب درودگر » بود « 13 » به تنها .
( 1 ) اى پسر جندب ، همهء گناهان آمرزيده شود جز ناخرسندى همكيشانت . و همهء نكوكاريها پذيرفته آيد جز آنچه به ريا باشد .
( 2 ) اى پسر جندب ، در راه خدا دوستى كن و به ريسمان محكم ( دين ) دست در زن و به مدد هدايت خود را نگهدار تا كردارت پذيرفته آيد زيرا خداوند مىفرمايد : الّا من
آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى
- مگر آنكو به خدا ايمان آرد و كردار نيك دارد و آنگاه به راه راست رود . . . » « 14 » پس چيزى جز ايمان پذيرفته نشود ، و ايمان جز به كردار نباشد ، و كردار جز به يقين درست نيايد و يقين جز به سرسپردگى صورت نپذيرد ، و ارزيابى همه به رهيابى است . پس هر كه ره يافت كردارش قبول شود و پذيرفته به ملكوت برآيد
وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ *
- و خداوند هر كه را بخواهد به راه راست هدايت كند » « 15 » ( 3 ) اى پسر جندب ، اگر دوست دارى كه با ( خداى ) جليل در سراى او همسايگى كنى و در كنار او به فردوس مسكن گيرى بايد دنيا نزدت خوار باشد و مرگت را پيش چشم بدارى . و چيزى براى فردا ( ى دنياييت ) پس انداز نكنى ، و بدان آنچه پيش فرستى از آن توست و آنچه برجاى نهى به زيانت باشد .
( 4 ) اى پسر جندب ، هر كه خود را از دستاورد خويش ( كه دستمايهء آخرت است ) محروم دارد ، آن را براى ديگرى اندوخته و هر كه از خواهش نفسش پيروى كند از دشمنش فرمان برده . هر كه به خدا اعتماد دارد خداوند آنچه را در كار دنيا و آخرتش وى را به خود مشغول مىدارد كفايت كند و هر چه را از او غايب است برايش حفظ فرمايد . به راستى آنكو براى هر بلايى شكيبى و براى هر نعمتى سپاسى آماده ندارد ، درمانده است . هر سختى را سهولتى در پى باشد . خود را در هر
هامش
( 11 ) پيداست كه مراد امام عليه السّلام در دولت فسق و روزگار غلبهء كفر است . ( و گر نه در عهد اسلام مؤمنان همه با يك ديگر مجاورت و مصاحبت و تعاون در خير دارند . - م . )
( 12 ) يس ، 20
( 13 ) مراد درودگرى است به نام « حبيب » كه به روايت سورهء مباركه يس ، از دورترين نقاط شهر ( انطاكيه شام ) پس از آنكه رسولانى ( يا خود حضرت عيسى عليه السّلام ) به آن شهر در آمدند و مورد تكذيب كافران قرار گرفتند ، شتابان فرا رسيد و گفت : « اى مردم از من بشنويد و رسولان خدا را پيروى كنيد . » و او خود مردى مؤمن و صالح بود .
( 14 ) از ذيل آيه 82 سورهء طه گرفته شده كه فرمايد :وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى. - م .
( 15 ) البقرة ، 213