آمده از كفشان برود نگران باشند . هر گاه خدا و نعمتهايش را ياد كنند بترسند « 2 » و نگران شوند و چون آيات خدا بر آنان خوانده شود از بيان نفوذ قدرت او ايمانشان در افزايد و بر پروردگارشان توكّل كنند .
( 1 ) اى پسر جندب ، ديرى است كه ( خانهء ) نادانى آبادان و بنيانش پرتوان شده و اين از آن روست كه دين خدا را به بازى گرفتند تا بدان جا كه ( حتّى ) آن كس از آنان كه به نزديكى با خدا تظاهر مىكند به نظر خود ( و در دل ) جز آن را خواهد ، و آنان ستمكارانند .
( 2 ) اى پسر جندب ، اگر شيعيان ما ( شيعهء ) راستين بودند فرشتگان با آنان دست مىدادند و ابر ( رحمت ) بر سرشان سايه مىافكند و به درخشندگى روز مىدرخشيدند و از فراز سر و از زير گامهايشان روزى مىخوردند « 3 » و هر آنچه از خدا مىخواستند مىدادشان .
( 3 ) اى پسر جندب ، در حقّ گنهكارانى كه اهل دعوت شمايند ، جز نيك مگو . و ( همه ) براى توفيق آنان به خداوند دلگرم باشيد و مسألت كنيد كه توبهء آنها پذيرفته آيد . پس هر كه ما را بخواهد و دوست بدارد و با دشمن ما دوستى نورزد و آنچه را مىداند بگويد و از گفتن آنچه نمىداند يا در آن اشكال ( و ابهامى ) دارد دم فرو بندد « 4 » ، در بهشت باشد .
( 4 ) اى پسر جندب ، آنكه ( تنها ) بر كردار خود تكيه دارد هلاك است . « 5 » و آنكه بر گناهان گستاخ است و ( با وجود اين گستاخى ) به رحمت خدا اميد دارد ، نجات نمىيابد . گفتم : پس چه كس نجات مىيابد فرمود : آنان كه بين بيم و اميدند ، گويى دلشان از شوق پاداش و بيم كيفر در چنگال پرندهاى است .
( 5 ) اى پسر جندب ، هر كس دلشاد شود كه خدايش با حورعين همسرى دهد و تاج نور بر تاركش نهد بايد برادر مؤمن خود را دلشاد كند .
( 6 ) اى پسر جندب ، از خواب شب و سخن گفتن به روز بكاه . در پيكر ( آدمى ) چيزى كمسپاستر از ديده و زبان نيست ، زيرا مادر سليمان به سليمان عليه السّلام گفت : اى پسرك من از خواب بپرهيز كه تو را آن روز كه مردم به كردارهاى خود نيازمندند ، تهيدست كند . « 6 » ( 7 ) اى پسر جندب ، به راستى ، شيطان را دامهايى است كه بدانها شكار كند ، پس از دامها و تلههاى او اجتناب كنيد . عرض كردم : اى پسر پيامبر خدا ، آنها كدامند ؟ ( 8 ) فرمود : امّا تلههاى او ، جلوگيرى از
هامش
( 2 ) يعنى از احتمال تبديل نعمت به نقمت و امكان سوء عاقبت بترسند . - م .
( 3 ) يعنى غرق در نعمتهاى آسمانى و زمينى بودند . - م .
( 4 ) به گفتهء حافظ : « يا سخن دانسته گو اى مرد بخرد يا خموش » . - م .
( 5 ) مراد آن است كه علاوه بر تكيه به عمل خود بايد توكّل به لطف و عفو الهى نيز داشته باشد . - م .
( 6 ) مراد روز رستاخيز است كه همه كس به ارائهء اعمال خود براى رسيدن به پاداش نيازمند است . بقيّهء اين عبارات شامل آنچه مربوط به زبان مىشود در متن ناتمام مانده است . - م .