( 1 ) و فرمود عليه السّلام : نخستين كسى كه به عربى زبان گشود اسماعيل پسر ابراهيم عليهما السّلام بود كه سيزده سال داشت و ( پيش از آن ) به زبان پدر و برادرش سخن مىگفت ، پس او نخستين كسى است كه به اين زبان سخن آغازيد و هم او « ذبيح » است .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : آيا شما را به چيزى آگاه نكنم كه چون به كارش بنديد ( شرّ ) سلطان و شيطان از شما دور شود ؟ ابو حمزه عرض كرد : بلى ، به ما بفرماى تا به كارش بنديم . ( امام ) عليه السّلام فرمود : بر شماست كه بامدادان صدقه دهيد تا ابليس را روسياه كند و خشم سلطان ستمگر را در آن روز از شما برشكند . و بر شماست دوستى در راه خدا و مهرورزى « 23 » و كمك به يك ديگر در كردار نيك كه اين ( رفتار ) ريشهء آن هر دو ( تبهكار ) را قطع كند . و در آمرزشجويى پافشارى كنيد كه محوكنندهء گناهان است .
( 3 ) و فرمود عليه السّلام : به راستى ، اين زبان كليد هر نيك و بدى است . پس مؤمن را شايد كه همان گونه كه بر سيم و زرش ( قفل و ) مهر مىنهد بر زبانش نيز مهر ( سكوت و كمگويى ) زند « 24 » زيرا پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « خدا رحمت كند مؤمنى را كه زبان خود را از هر بدى باز دارد چه اين صدقهاى است كه او به خود داده است » « 25 » سپس ( امام ) عليه السّلام افزود : هيچ كس تا زبانش را در بند نكشد از گناهان سالم نماند .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : از ( انواع ) غيبت گفتن آن است كه در بارهء برادرت چيزى بگويى كه خداوند آن را پوشيده و مستور داشته ، امّا پروايى نيست كه عيبهايى را كه آشكارا دروست ، چون تندى و شتابزدگى ، بازگويى . و بهتان اين است كه عيبى را كه در برادرت نيست به او ببندى . « 26 » ( 5 ) و فرمود عليه السّلام : حسرت زدهترين مردم به روز رستاخيز بندهاى است كه عمل عادلانهاى
هامش
( 23 ) در پارهاى از نسخهها به جاى « التّودد » ، [ المودّة - دوستى و مهربانى ] آمده است .
( 24 ) كلينى رحمه الله در الكافى ، ج 2 ص 114 به اسناد خود از ابى بصير آورده است كه گويد : از ( امام ) ابى جعفر عليه السّلام شنيدم كه فرمود : ابو ذرّ رحمه الله مىگفت : اى دانش پژوه ، اين زبان كليد نيك و كليد بد است . پس همان گونه كه بر زر و اوراق ( بهادار ) خود قفل مىزنى بر زبانت نيز قفل و مهر زن . سبط طبرسى رحمه الله نيز در مشكاة الانوار از محاسن امام عليه السّلام آن را روايت كرده و محدّث نورى رحمه الله نيز در المستدرك از كتاب عاصم بن حميد آن را نقل كرده است .
( 25 ) در الكافى ، ص 114 ، از على بن ابراهيم با اسنادش ، از حلبى رفع اللَّه مقامه آمده است كه گفت : پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « زبانت را نگهدار كه اين ( خصلت حفظ زبان ) صدقهاى است كه تو به خود دهى و سپس فرمود : بنده حقيقت ايمان را در نيابد مگر آنكه زبانش را چون گنجينهاى محفوظ دارد . » وى گويد مراد از لفظ « ها » در اين گفته « فانّها صدقة تصدّق بها » يعنى « امساك و نگهدارى زبان » و سبب مؤنث آوردن آن به تأويل « خصلة الامساك » است .
( 26 ) كلينى رحمه الله در الكافى ، ج 2 ص 358 ، اين روايت را به اسنادش از ( امام ) صادق عليه السّلام ، و صدوق نيز در معانى الاخبار از آن حضرت عليه السّلام آوردهاند .