تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
آرند باز داشته و آنان را نيز از نيكو كارى مانع شده چنان كه باران را از زمين بيحاصل باز داشته تا آن را تباه و ساكنانش را نابود كند ، و ( با اين همه ) آنچه را خدا مىبخشايد بيش از اينهاست . ( 1 ) و فرمود عليه السّلام : دوستى خود را در دل برادرت از سنجش دوستى او در دل خود بشناس . ( 2 ) و فرمود عليه السّلام : ايمان ، دوستى است و دشمنى . « 12 » ( 3 ) و فرمود عليه السّلام : شيعيان ما نيستند مگر آنان كه نسبت به خدا پرهيزگارند و او را فرمان برند و به نشانه‌اى جز فروتنى و سر سپردگى و پرداخت امانت و بسيارى ياد خدا و روزه‌دارى و نمازگزارى و نيكو كارى به پدر و مادر و وارسى همسايگان نيازمند و مستمندان و وامداران و يتيمان ، و راستى گفتار و تلاوت قرآن و باز داشتن زبان از مردمان جز به گفتار نيك ، شناخته نشوند و ايشان در هر چيزى امين قوم و قبيلهء خود باشند . ( 4 ) و فرمود عليه السّلام : چهار چيز از اندوخته‌هاى نيكى هستند : نهان داشتن نياز ، و پنهان دادن صدقه ، و پنهان داشتن درد ، و نهان داشتن مصيبت . ( 5 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه زبانش راست است كردارش پاك است و هر كه نيّتش خير است روزيش فزونتر ( از غير ) است و هر كه با خانوادهء خود خوشرفتار است عمرش بسيار است . ( 6 ) و فرمود عليه السّلام : از تنبلى و تنگدلى بپرهيز كه اين دو كليد هر بدى باشند . هر كه تنبلى كند حقّى را نپردازد و هر كه تنگدل شود بر ( تحمّل ) حق نشكيبد . ( 7 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه در راه خدا و بر اساس ايمان به خدا ، برادرى به دست آرد و براى خرسندى خدا در برادرى با او وفادارى كند ، پرتوى از نور و امانى از عذاب خدا و حجّتى به دست آورده كه روز قيامت ، همراه با عزّتى پاينده و يادى فزاينده ، به مدد آن پيروز آيد ، زيرا مؤمن نسبت به خداى عزّ و جلّ نه پيوسته است نه گسسته . به آن حضرت عليه السّلام عرض كردند : « نه پيوسته است نه گسسته » را معنى چيست ؟ فرمود : به او چنان پيوسته نيست كه خود او باشد و از او چندان گسسته نيست كه جز او باشد . « 13 » ( 8 ) و فرمود عليه السّلام : مرد را همين خود فريبى بس كه عيب ديگر مردم را ببيند و از آن خود را نبيند يا چيزى را بر ديگرى عيب گيرد « 14 » كه خود توانايى تركش را ندارد يا همنشين خود را بدان چه
هامش
( 12 ) يعنى دوستى براى خدا و به خاطر خدا ، چنان كه در احاديث آمده است . ( 13 ) مراد اينكه اتّصال مؤمن نسبت به پروردگار سبحان ، به صفات است نه به ذات يعنى از لحاظ اتّصاف به صفات ربّانى و تخلّق به اخلاق يزدانى است ولى انفصالش به لحاظ انفصال ما هوى مخلوق از خالق خويش ، به ذات است نه صفات . زيرا مؤمن هرگز از صفات الهى منفكّ نشود . در حقيقت اين بيان امام باقر عليه السّلام تخصيص و نگرشى از اين سو ، يعنى از ديدگاه خصوصيّات مؤمن ، به مفهوم كلام والاى مولاى متّقيان على عليه السّلام در خطبهء « اخلاص توحيد » در تنزيه خداى تعالى است كه : مع كل شىء لا بمقارنة و غير كل شىء لا بمزايلة - با همه چيز است نه به همسنگى و غير از هر چيز است نه به جدايى مطلق . - م . ( 14 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « او يعيب غيره » ، [ او يعير غيره - بر ديگرى عار شمارد ] آمده است .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 302 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى