مىكند . « 17 » و دلم به من اجازه نمىدهد كه نخستين نيازمنديها ( ى مردم ) را ( كه براى برآوردنش به من روى آورده باشند ) رد كنم .
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : حيا و ايمان به يك ريسمان پيوستهاند ، چون يكى برود ديگرى نيز از پى آن برود .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : به راستى ، اين دنيا را نكوكار و تبهكار ( هر دو ) به دست آرند ( ولى ) به راستى ، خدا اين دين را جز به شايستگان ويژهاش نبخشد . « 18 » ( 3 ) و فرمود عليه السّلام : « ايمان » اقرار است و كردار . « 19 » و « اسلام » اقرار است بىكردار . « 20 » و فرمود عليه السّلام ايمان آن است كه در دل باشد و اسلام آن است كه وسيلهء ( جواز ) زناشويى با يك ديگر و ميراث بردن از يك ديگر و حفظ جان است . ايمان شامل اسلام است و اسلام شامل ايمان نيست .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : كسى كه بابى از هدايت آموزش دهد او را اجرى مانند آن كس است كه بدان عمل كند و از اجر هيچ كدام از آنان كاسته نشود . و هر كس بابى از گمراهى آموزش دهد او را بار گناهى مانند آن كس است كه بدان كار كند و از گناهان هيچ يك از آنان كم نشود .
( 5 ) و فرمود عليه السّلام : چاپلوسى كردن و رشك بردن ، جز در طلب دانش ، از اخلاق مؤمن نيست . « 21 » ( 6 ) و فرمود عليه السّلام : عالم را شايد كه چون چيزى از او پرسند و نداند بگويد : خدا داناتر است ، و جز عالم را نرسد كه چنين گويد . « 22 » و در خبر ديگرى آمده است : ( غير عالم ) بگويد : نمىدانم ، تا در دل پرسنده شكّى نيفكند .
هامش
( 17 ) ظاهرا مراد تداوم و پياپى آوردن احسان و عمل صالح است و در حديثى ديگر كه « الآبى » از حضرت صادق عليه السّلام ذكر كرده است فرمود : « هيچ چيزى نزد من شادى فزاىتر از دستى نيست كه دست ديگرش به دنبال آيد ، زيرا دريغورزى دستهاى بعدى زبان سپاسگزارى از دستهاى ( كريم ) پيشين را قطع مىكند »
( 18 ) در پارهاى نسخهها به جاى « لا يعطيه اللَّه الّا اهل خاصته » ، [ لا يعطيه الّا اهل اللَّه خاصة - كه جز به ويژگى به شايستگان خدا داده نشود ] آمده است .
( 19 ) مراد اقرار به زبان و كردار به اركان است . - م .
( 20 ) مراد از اقرار ، تنها به بيان شهادتين است كه نشان اسلام آوردن باشد . - م .
( 21 ) اين روايت در همين كتاب ( ص 203 ) از حضرت امير مؤمنان عليه السّلام آمده است . - م .
( 22 ) كلينى رحمه الله در الكافى ، ج 1 ص 42 ، از ابى عبد الله ( صادق ) عليه السّلام ، و برقى در المحاسن ، ص 206 از يكى از آن دو ( امام بزرگوار ) آوردهاند و نيز در الكافى در خبرى ديگر از محمد بن مسلم ، از حضرت ابى عبد الله ( صادق ) و در المحاسن از يكى از آن دو ( امام ) حضرت باقر يا صادق عليهما السّلام آمده است كه فرمود : اگر از يكى از شما چيزى پرسند كه نداند بايد بگويد : نمىدانم و نبايد بگويد : « خدا داناتر است - اللَّه اعلم » كه اين سخن در دل پرسنده شكى مىاندازد ( كه شايد وى علمى كمتر از علم خدا دارد ) و اگر كسى كه مورد پرسش قرار گرفته بگويد :
نمىدانم ، پرسنده بر او چنين گمانى نمىبرد . ( اين روايت در همين كتاب ، ص 208 از حضرت امير مؤمنان عليه السّلام نيز آمده است . - م .