( 1 ) اى كه فرزند سه روزى : روزى كه در آن زادى ، و روزى كه به گورت درون روى ، و روزى كه از آن به جانب پروردگارت برون آيى ، واى چه بزرگ روزى است ! اى خوش پيكران و اى اشتران زانو زده گرد چشمهساران ، از چيست كه من پيكرتان را شاداب و آبادان و دلتان را فسرده و ويران مىبينم ؟
هان به خدا اگر آنچه را بايد ديدار كنيد به چشم ببينيد بيگمان مىگوييد :
يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
- كاش ما را ( به دنيا ) باز مىگرداندند و ديگر آيات پروردگارمان را انكار نمىكرديم و از مؤمنان مىشديم » . « 6 » و آن شكوهمند گوينده فرمود :
بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
- آرى آنچه در گذشته پنهان مىداشتند بر آنان آشكار شد و اگر باز گردانده مىشدند ، بيشك به همانچه از آن نهى شده بودند بر مىگشتند و آنان دروغگو هستند » « 7 »
( 2 )
كوتهسخنانى كه در اين معانى از آن حضرت عليه السّلام روايت شده است
( 3 ) فرمود عليه السّلام : با منافق به زبانت سازگارى كن ولى مؤمن را خالصانه دوست بدار . و اگر يهودىاى با تو همنشين شد با او خوشرفتارى كن .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : آميزهء هيچ چيزى به دگر چيز بهتر از آميختن حلم با علم نيست .
( 5 ) و فرمود عليه السّلام : كمال به تمامى ، فهم اندوزى در دين و بردبارى بر ناگوارى و اندازه دارى هزينهء زندگانى است .
( 6 ) و فرمود عليه السّلام : به خدا سوگند كه متكبّر با خداوند در رداى ( عزّت ) او كشاكش دارد .
( 7 ) روزى ( حضرت ) عليه السّلام به حاضران محضرش گفت : مروّت چيست ؟ هر يك سخنى گفتند . آنگاه امام عليه السّلام فرمود : مروّت آن است كه طمع نكنى تا خوار شوى ، و تكدّى نكنى تا نادار شوى ، و بخل نورزى تا دشنام شنوى ، و نادانى نكنى تا محكوم گردى . عرض كردند : چه كسى بر اين توانايى دارد ؟ امام عليه السّلام فرمود : كسى كه دوست دارد ( به عزّت ) ، چون مردمك در ديده ( و به دلپذيرى ) ، چون مشك در ميان عطرها و امروزه به مقام جانشين ( رسول خدا ) باشد .
( 8 ) روزى مردى نزد حضرتش گفت : بار الها ، ما را از همهء آفريدگانت بىنياز فرماى . ( حضرت ) ابو جعفر عليه السّلام فرمود : چنين مگوى ، ولى بگو : بار الها ما را از بدان آفريدگانت بىنياز دار ، چه مؤمن از برادر خود بىنياز نتواند بود .
( 9 ) و فرمود عليه السّلام : به حقّ قيام كن و از آنچه سوديت ندهد ( و به تو مربوط نيست ) كناره گزين ، و از دشمنت بپرهيز ، و ( حتّى ) با دوستت نيز ، از هر گروهى باشد ، جانب احتياط نگهدار ، مگر امينى كه از خدا بترسد . با تبهكار همنشين مشو و او را بر راز خويش آگاه مساز و در كار خود
هامش
( 6 ) الانعام ، 27
( 7 ) الانعام ، 28