تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
( فقط ) با كسانى مشورت كن كه از خدا مىترسند . ( 1 ) و فرمود عليه السّلام : رفاقت بيست ساله ( خود نوعى ) خويشاوندى است . ( 2 ) و فرمود عليه السّلام : اگر توانى با كسى معامله نكنى جز آنكه تو را بر او ( فضل و ) احسانى باشد ، پس چنان كن . ( 3 ) و فرمود عليه السّلام : سه چيز ، به دنيا و آخرت ، از بزرگواريهاست : آن كس را كه بر تو ستم كرده ببخشى ، با آنكه از تو گسسته بپيوندى و چون بر تو جهالتى رود بردبارى كنى . ( 4 ) و فرمود عليه السّلام : ستم سه گونه است : ستمى كه خدايش نمىآمرزد ، و ستمى كه خدايش مىآمرزد ، و ستمى كه خدا از آن نگذرد . و ستمى كه خدايش نيامرزد شرك به خداست ، امّا ستمى كه خدايش بيامرزد ستم آدمى بر خويشتن باشد در آنچه ميان او و خدا بگذرد « 8 » ، و امّا ستمى كه خدا از آن نگذرد ستمى است كه بندگان در معامله با يك ديگر كنند . « 9 » ( 5 ) و فرمود عليه السّلام : هيچ بنده‌اى نيست كه از كمك به برادر مسلمان خود و كوشش در برآوردن نياز او ، خواه برآورده شود يا نشود ، خوددارى كند مگر آنكه خود به كوشش در رفع نيازى دچار شود كه برايش گناه دارد و مزديش نيارد . و هيچ بنده‌اى نيست كه از خرجى در راه خرسندى خدا بخل ورزد مگر آنكه به خرجى چند برابر آن در طريق خشم خدا ناچار گردد . ( 6 ) و فرمود عليه السّلام : در هر قضاى الهى مؤمن را خيرى باشد . ( 7 ) و فرمود عليه السّلام : خدا را از اينكه مردم در خواهش از يك ديگر پافشارى كنند بد آيد ، ولى اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد . خدا كه يادش شكوهمند است ، خوش دارد كه از او خواهش شود و آنچه نزد اوست درخواست گردد . ( 8 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه را خداوند پند آموز خويش نساخته هرگز پندهاى ديگر مردمش سودى ندهد . ( 9 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه را ظاهر گرانسنگ‌تر از باطن باشد ، ترازويش سبك آيد . ( 10 ) و فرمود عليه السّلام : چه بسا كسى كه به ديگرى برخورد و به او بگويد : « خدا دشمنت را سرنگون كند » ، و او را جز خدا دشمنى نباشد . ( 11 ) و فرمود عليه السّلام : به سه كس سلام نگويند : به رهسپار نماز جمعه ، به رونده به دنبال جنازه و بدان كه در گرمابه باشد . « 10 »
هامش
( 8 ) مراد كوتاهى در عبادت است زيرا عبادت موجب اعتلاى روح به درجات رفيع مىشود و كوتاهى در آن ستمى است كه انسان در طاعتى كه بين او و خدا بايد بگذرد [ و ثوابى كه بايد بدان برسد ] ، به خويشتن روا مىدارد . - م . ( 9 ) مراد اينكه اگر مردم در معامله با يك ديگر اجحاف كنند ، خدا از اجحاف‌كننده نمىگذرد مگر آنكه رضايت طرف مغبون و ستمديده جلب شود و او از حق خود صرف نظر كند . و گويند مغبون به روز حساب عين حق خود را مطالبه كند و چون ستمگر در قيامت عينى ندارد كه تسليم مغبون كند همچنان مخلّد در عذاب بماند . - م . ( 10 ) يعنى در اين سه مورد كه از امور بسيار مفيد و ضرور است و مؤمن بايد به شتاب هر چه تمامتر به آنها برسد روا نيست حتى به اندازهء سلام و عليكى او را از رسيدن و انجام آنها بازداشت .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 300 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى