پيامبر خدا سه بار « 16 » جهاد كردم و اين چهارمين جهاد ( من ) است . « 17 » به خدا اگر ما را چندان بزنند كه به نخلستانهاى هجر « 18 » برانند ما مىدانيم كه ما بر حقّيم و آنان بر باطلند ، و روش امير مؤمنان عليه السّلام در بارهء آنان ( كه با او جنگيدند ) همان گونه بود كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله ، هنگامى كه مكّه را گشود ، با اهل آن رفتار فرمود ، زيرا فرزندانشان را به اسيرى نگرفت و فرمود : هر كه در خانهاش را به روى خود ببندد در امان است ، و هر كه سلاحش را بر زمين نهد در امان است . امير مؤمنان عليه السّلام نيز در روز ( جنگ ) بصره فرمود در ميان لشكر جار زدند كه فرزندانشان را اسير نگيريد و مجروحانشان را تمامكش نكنيد « 19 » و در پى گريختگان نرويد ، و هر كه در خانهاش را بست در امان است و هر كه سلاحش را بر زمين نهاد ( و تسليم شد ) در امان است .
( 1 ) و شمشيرى كه در نيام است ، آن شمشيرى است كه بدان قصاص گيرند . خداى عزّ و جلّ فرمايد :
النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ . . .
- جان در برابر جان و چشم در برابر چشم . . . ( قصاص دارد ) « 20 » آن شمشير را اولياء مقتول بركشند و فرمانش با ماست .
اينهاست شمشيرهايى كه خداوند محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را با آنها فرستاد ، هر كه ( همهء ) آنها يا يكى از آنها را منكر شود يا چيزى از روشها و احكام آنها را منكر شود در واقع بدان چه خداوند تبارك تعالى بر پيامبر خدا محمد صلّى اللَّه عليه و آله نازل فرموده كافر شده است .
( 2 )
يك اندرز
( 3 ) روزى گروهى از شيعيان در حضورش بودند و ( امام باقر عليه السّلام ) آنان را اندرز مىداد و ( از معاصى ) بر حذر مىداشت ، ولى آنان بىاعتنا و سرگرم كار خود بودند . اين وضع حضرتش را به خشم آورد ، پس لختى سر به زير افكند و سپس سر برداشت و رو بدانها فرمود و گفت : اگر گوشهاى از سخن من بر دل يكى از شما نشسته بود به راستى ، از بيم مرده بود . هان اى سايههاى بيجان و اى مگسهاى سرگردان در تاريكى « 1 » گويا شما چوبهاى واداشته بر ديوار و بتهاى تراشيده
هامش
( 16 ) جنگ بدر و جنگ احد و جنگ حنين .
( 17 ) مراد پيكار صفّين است كه طبق پيش بينى پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله ، عمّار به دست « شورشگران ضدّ اسلام - يعنى فئة الباغية » شهيد شد . - م .
( 18 ) هجر ، شهرى در يمن و نيز نام سرزمينى در بحرين ( كه نخلستانهاى بسيار داشته و خرماى آن معروف و فراوان بوده چنان كه در مثل آمده است « خرما به هجر بردن و زيره به كرمان آوردن » - م . ) . ويژگى هجر در اين عبارت به سبب بعد مسافت يا زيادى و انبوهى نخلستانهاى آن است و احتمال مىرود بيشتر مراد همان بعد مسافت باشد .
( 19 ) در متن « لا تدفّقوا على جريح » و در پارهاى نسخهها : [ لا تذيعوا على جريح - به ريختن تمام خون مجروح نپردازيد ] و در الكافى و التهذيب : [ لا تجهزوا على جريح ] آمده است و « الاجهاز على جريح » به معناى تمام كش كردن مجروح و تسريع مرگ اوست .
( 20 ) المائدة ، 45
( 1 ) متن : « ذبابا بلا مصباح - مگسهاى بىچراغ » و مراد از آن ، تشبيه بيخبران به مگسانى است كه در تاريكى ، بدون هدف خود را به اين سو و آن سو مىزنند . - م .