( 1 ) شمشير سوّم بر مشركان غير عرب چون تركان « 10 » و ديلميان و خزريان « 11 » است . خداوند عزّ و جلّ در آغاز سورهاى كه در آن كافران را ياد كرده پس از آنكه داستانشان را حكايت فرموده گويد :
فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها
- آنها را گردن بزنيد تا آن گاه كه ايشان را به زانو درآوريد [ و در دست شما اسير شوند ] آن گاه بندهايشان را سخت استوار كنيد ؛ و پس از آن يا منّت نهيد [ و رها كنيد بدون فديه ] يا فديه بستانيد [ و رها كنيد ] تا كارزار بارهاى [ سلاح ] خود را فرو گذارد . » « 12 » و امّا اينكه « فامّا منّا بعد » يعنى بعد از اسيرشدنشان ، و « امّا فداء » يعنى مبادلهء فديه ( و عوض مالى ) ميان ايشان و مسلمانان اينانند كه از ايشان ، تا وقتى كه در كشور محاربند ، هرگز جز كشته شدن يا مسلمان شدن پذيرفته نشود و ازدواجشان « 13 » بر ما حلال نيست .
( 2 ) و امّا شمشيرى كه بايد نگهداشت ، شمشير بر شورشگران ( ضدّ حكومت اسلام ) و كجفهمان ( اهل تأويل ) است . خدا فرمايد :
وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما
- صلحا -
فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ
- و اگر دو گروه از مؤمنان با هم به پيكار برخيزند ، ميان آنان سازش دهيد ، و اگر يكى از آنها بر ديگرى تعدّى كرد ، پس با آنكه تعدّى پيشه كرده است كارزار كنيد ، تا آنكه به سوى امر الهى باز آيد . » « 14 » ( 3 ) چون اين آيه فرود آمد پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : به راستى ، پس از من كسى باشد كه بر سر تأويل ( و جلوگيرى از استنباط شخصى نادرست و كجفهمى ) قرآن بجنگد ، همچنان كه من بر سر تنزيل ( و اعلام وحى قرآن ) جنگيدم . از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله پرسيدند : او كيست ؟ فرمود : پينه زننده بر نعلين « 15 » - يعنى امير مؤمنان عليه السّلام - ( 4 ) و عمّار بن ياسر گفت : من زير اين پرچم همراه با
هامش
( 10 ) در الكافى و التهذيب به جاى « كالتّرك . . . » ، - [ . . . يعنى الترك . . . ] آمده است .
( 11 ) خزر ، نسلى از مردمند كه چشمان تنگ دارند .
( 12 ) سورهء محمد ( ص ) ، 4
( 13 ) در الكافى و التهذيب به جاى « نكاحهم » ، [ مناكحتهم ] آمده است .
( 14 ) الحجرات ، 9 - اين آيه در جنگ مسلمانان ، اساس كار و دليل وجوب جنگ با شورشگران ( ضد حكومت اسلام ) است ، و امير مؤمنان عليه السّلام جنگ با « ناكثين » و « قاسطين » و « مارقين » ( يعنى عهدشكنان و بيدادگران و از دين برگشتگان را كه به ترتيب بر « اصحاب جمل » و « اهل صفّين در صف معاويه » و « اصحاب نهروان » اطلاق مىشود ) بر همين آيه بنياد نهاد و پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله هنگامى كه به عمّار بن ياسر فرمود : « تو را گروه شورشگر مىكشند » به همين موضوع توجّه داشت .
( 15 ) در روايتى آمده است كه هنگام اين بيان پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله امير مؤمنان عليه السّلام در كنار همان مجلس نعلين پيامبر اكرم را كه به دو سپرده بود وصله مىفرمود ، يا سرگرم پينه زدن بر نعلين خويش بود . و نيز روايت است كه نعلين آن حضرت به سبب وصله خوردن بسيار سنگين شده بود . - م .