( 1 )
آنچه از امام ( باقر ) ابى جعفر بن على عليهما السّلام روايت شده است
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم از امام كاشف علم خدا و دانش پيامبر او ، ابى جعفر محمد بن على عليهما السّلام در تفصيل اين معانى روايت شده است ( 2 )
سفارش امام عليه السّلام به جابر بن يزيد جعفى
« 1 » ( 3 ) از امام عليه السّلام روايت شده است كه به او فرمود : اى جابر پنج رفتار را از مردم زمانت نسبت به خويش غنيمت شمار : ( و آن پنج اين است ) اگر حاضر باشى تو را نشناسند « 2 » و اگر غايب باشى سراغت را نگيرند « 3 » و اگر در انجمنى باشى « 4 » با تو مشورت نكنند و اگر سخنى گويى گفتهات را نپذيرند « 5 » و اگر زنى ( از نوع خودشان ) خواستگارى كنى به همسريت ندهند . ( 4 ) و پنج رفتار را ( در برابر ايشان ) به تو سفارش مىكنم : اگر بر تو ستم رفت ، تو ستم مكن . و اگر به تو خيانت كردند ، تو خيانت مكن . و اگر تكذيبت كنند خشمگين مشو . و اگر بستايندت شاد مشو . و اگر نكوهشت كنند بىتابى مكن . و بدان چه در بارهء تو گويند بينديش ، اگر ( درست باشد و تو ) خود را سزاوار آنچه گفتهاند ديدى ( بدان كه ) مصيبت افتادن تو از چشم خداى عزّ و جلّ ، به سبب خشم گرفتنت از شنيدن حقيقت ، بر تو مصيبتى بس بزرگتر از آن است كه بيم دارى از چشم مردم بيفتى ؛ و اگر جز آنچه گفتهاند باشى ، اين ثوابى است كه تو بىآنكه تنت رنجى برده باشد به دست آوردهاى .
هامش
( 1 ) جعفى - منسوب به جعف بن بن سعد العشيرة بن مذحج ، نياى قبيلهاى در يمن . وى ، جابر بن يزيد بن الحرث بن عبد يغوث الجعفى از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السّلام بود و سالهاى پياپى به حضرت ابى جعفر ( باقر ) عليه السّلام خدمت كرد و به سال 128 هجرى در روزگار امام صادق عليه السّلام در گذشت .
( 2 ) مراد اينكه از فرط فروتنى و خموشى و بىآزارى تو و پرهيزت از خودنمايى تو را نشناسند و به عبارت ديگر اگر در ميان نامردمان گمنام باشى خود غنيمت است . - م .
( 3 ) كه بخواهند تو را نيز در معاصى خود شريك كنند . - م .
( 4 ) مراد انجمنى است كه براى كارى لغو يا گناهى فراهم آمده باشد . - م .
( 5 ) يعنى چون سخنت باب طبع نااهلان نباشد آن را نپذيرند . - م .