گناهان بر تو گوارا باد ، به راستى كه خدا تو را ياد آورد ، پس او را ياد آورد ، و از تو درگذشت پس سپاسش دار .
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : پنج ( سخن حكمت آميز ) است كه اگر ( در پى آنها به تك بتازيد و ) مركبهاى خود را از فرط ساختن نزار كنيد « 18 » بر مانند آنها دست نخواهيد يافت . ( 2 ) هيچ بندهاى نترسد مگر از گناه خود . و اميدوار نباشد مگر به پروردگار خويش . ( 3 ) نادان را شرم نيايد كه اگر چيزى از او پرسند و نداند آن را فرا گيرد . ( 4 ) نسبت صبر با ايمان چون نسبت سر با پيكر است . هر كه را صبر نيست ايمان نيست .
( 5 ) و فرمود عليه السّلام : خدا مىفرمايد : اى آدميزاده به آنچه تو را دادهام خرسند باش تا زاهدترين مردم باشى . ( 6 ) اى آدميزاده ، بدان چه بر تو واجب كردم عمل كن تا عابدترين مردم باشى . ( 7 ) اى آدميزاده ، از آنچه بر تو حرام كردهام بپرهيز تا پارساترين مردم باشى .
( 8 ) و فرمود عليه السّلام : چه بسا كسى كه به خوبگويى مردم در بارهء خودش فريفته شد و چه بسا كسى كه بر اثر حسن پرده پوشى ( خداوند بر گناهانش ) مغرور گشت و چه بسا كسى كه از نعمت فزايى ( خداوند بر خويش ) غافلگير شد .
( 9 ) و فرمود عليه السّلام : بدا بر كسى كه يكانهايش بر دهگانهايش بيش آيد - مراد از يكانها ، بديها ( و گناهان است كه يك يك به شمار آيد ) و مراد از دهگانها ، خوبيها ( و حسنات است كه در دفتر اعمال هر يك را ده نويسند ) .
( 10 ) و فرمود عليه السّلام : به راستى ، دنيا كوچيده و پشت كرده و آخرت به راه افتاده و روى آورده است و هر يك را فرزندانى است ، پس شما از فرزندان آخرت باشيد . و از فرزندان دنيا نباشيد . از آنان باشيد كه به دنيا رغبتى ندارند و شيفتهء آخرتند ، زيرا بىميلان به دنيا زمين را سفره و خاك را بستر و كلوخ را بالش و آب را عطر گرفتند و معاش را از دنيا چون تكّهء دم قيچى برگرفتند ( و افزونطلبى نكردند و به همان ريزهخوارى قناعت ورزيدند ) . ( 11 ) بدانيد هر كه دلدادهء بهشت است به تحصيل حسنات شتابد و از شهوت دور ماند « 19 » و هر كه از دوزخ هراسد به پوزش خواهى گناهانش به درگاه خداوند شتابد و از حرام دست بدارد . هر كه به دنيا بىرغبت است دشواريهاى دنيا بر او آسان آيد و بر او ناگوار نباشد . ( 12 ) و به راستى ، خداوند عزّ و جلّ را بندگانى باشند كه دلهاشان به آخرت و پاداش آن در آويخته و چون كسانى هستند كه بهشتيان را در بهشت ، جاودان و برخوردار از نعمت ،
هامش
( 18 ) اين گفتار از امير مؤمنان عليه السّلام نيز آمده است و در پارهاى نسخهها اضافه دارد [ لو دخلتم فيهنّ لا بعتموهنّ - اگر به سوداى خريد آنها به بازارها رويد جايى آنها را نتوانيد خريد - يعنى ارزش اين حكمتها به پول سنجيده نمىشود ] .
صدوق آن را در الخصال از امير مؤمنان عليه السلام روايت كرده ولى در آن كتاب عبارت [ لأنضيتموهنّ - مركبها را از فرط تاختن نزار كنيد ] نيامده است .
( 19 ) كلينى در الكافى ، ج 2 ص 132 با اندك تفاوتى اين را آورده است .