تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
به خدا ) به آسايش ضمير خويش دست ياب و آسودگى تن را در آسايش ( و آرامش ) دل بجوى و با كاستن از خطا به دل آسودگى نايل شو و بر اثر افزايش ياد خدا در خلوتها ، خود را شايستهء نازكدلى ( و رقّت قلب ) ساز و بادوام اندوه ( و توجّه ) نور دل را فراهم آر و با بيمى راستين از شيطان بپرهيز . ( 1 ) و مبادا كه اميدى دروغين در بندى ، كه تو را در بيمى راستين افكند . در برابر خداى عزّ و جلّ خود را به راست كردارى بياراى و با شتاب ( و آمادگى پيش از وقت ) در انتقال ( از اين دنيا ) خود را نزد او محبوب گردان . ( 2 ) مبادا ( در كار طاعت ) تأخير روا دارى زيرا هلاك‌شوندگان در اين دريا غرقه شوند ( 3 ) و مبادا دستخوش غفلت شوى كه در آن سنگدلى باشد . ( 4 ) و مبادا آنجا كه عذرى ندارى سستى كنى كه پشيمانان بدان پناه برند . با پشيمانى سخت و آمرزش‌طلبى بسيار از گناهان گذشته ( ات ) برگشت خواه و با بازگشتى شايسته به درگاه خدا خود را در معرض رحمت و نجاتش قرار ده ، و براى بازگشت ، شايسته است از دعاى پاكدلانه و مناجات در دل شبهاى تيره مدد خواهى . ( 5 ) با زياد انگاشتن روزى كم و كم شمردن طاعت بسيار به سپاسگزارى بزرگ دست ياب ، و افزونى نعمت را با سپاس بزرگ به دست آور ، و دستيابى به ( توفيق ) سپاس بزرگ بسته به ترس از زوال نعمت است . و با كشتن طمع در خود پايدارى عزّت را بجو و خوارى طمع را به مدد عزّت نوميدى ( از خير ديگران ) از خود دور ساز ، و عزّت نوميدى ( از مردم زمانه ) را با همّت بلند به كف آر ، و با كوتاه كردن آرزوها ( ى دور و دراز ) از دنيا توشه « 9 » برگير و بگاه هر فرصتى به رسيدن به مقصود بشتاب « 10 » ، ( 6 ) و هيچ امكانى چون روزهاى فراغت همراه با تندرستى نباشد . ( 7 ) مبادا بدان چه اطمينان ندارى اعتماد كنى زيرا كه بدى را ، درنده‌خويى اعتياد آورى ، چون اعتياد ( آدمى ) به غذا باشد . ( 8 ) و بدان كه به راستى ، دانشى چون سلامت‌جويى نيست . و سلامتى چون سلامت دل نباشد . ( 9 ) و خردمندىاى چون مخالفت با خواهش نفس نيست ، ( 10 ) و ترسى چون ترسى كه بازدارندهء ( از گناه ) باشد نيست ، ( 11 ) و اميدى چون اميدى كه مددكار ( خير ) باشد نيست ، ( 12 ) و فقرى چون فقر دل نباشد ، و هيچ بىنيازىاى چون بىنيازى نفس نيست و قوّتى چون چيرگى بر هوى نباشد ، ( 13 ) و نورى چون نور يقين نيست ( 14 ) و نعمتى چون عافيت نباشد و عافيتى چون همدستى توفيق نيست . ( 15 ) و شرافتى چون بلند همّتى نباشد . ( 16 ) و زهدى جز كوته‌آرزويى نيست ، ( 17 ) و حرصى چون رقابت در درجات ( دنيوى ) نباشد ، ( 18 ) و عدالتى چون انصاف نيست ( 19 ) و تجاوزى چون ستمگرى نباشد ، و ستمى چون همگامى با هواى نفس نيست . ( 20 ) و طاعتى چون اداى واجبات نباشد . ( 21 ) و ترسى چون اندوه نيست ، ( 22 ) و مصيبتى چون بيخردى نباشد ، و هيچ كم خردىاى چون كم يقينى نيست ، و هيچ كم يقينىاى چون ( خدا )
هامش
( 9 ) مراد توشهء آخرت است . - م . ( 10 ) مراد احسان و كار خير و طاعتها و عبادتها است . - م .