تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
ديده و نيز دوزخيان را در دوزخ ، گرفتار عذاب ، مشاهده كرده‌اند . آنانند كه گزندهايشان از مردم به دور است و اين از آن روست كه دلهايشان از بيم خدا به مردم نپردازد ، چشمشان از حرام فرو پوشيده و نيازشان به مردم ناچيز و مختصر است . اندك معاشى را كه همان قوتشان باشد از خدا پذيرفته‌اند و به سبب طول افسوس روز قيامت چند روزى كوتاه ( در اين جهان ) شكيبايى كردند . ( 1 ) مردى به حضرتش عرض كرد : من از آن رو كه تو رهسپار راه خدايى بسيار دوستت دارم . آن حضرت عليه السّلام لختى سر به زير افكند و سپس گفت : بار الها ، به تو پناه مىآرم از اينكه ( مردم ) مرا به خاطر تو دوست بدارند و تو خود مرا دشمن داشته باشى . سپس به او فرمود : من نيز تو را براى همان كس كه مرا به خاطرش دوست دارى ، دوست مىدارم . ( 2 ) و فرمود عليه السّلام : به راستى خداوند ، بخيل گداى سمج را دشمن دارد . ( 3 ) و فرمود عليه السّلام : بسا فريفتهء مغرورى كه سرگرم بازى و خنده است ، مىخورد و مىنوشد و نمىداند كه باشد خشمى از جانب خدا دريابدش و به آتش دوزخش افكند . « 20 » ( 4 ) و فرمود عليه السّلام : به راستى ، از اخلاق مؤمن انفاق به اندازهء تنگ معاشى و گشاده دستى به قدر فراخ معاشى و حق دادن به مردم از سوى خود و پيشدستى كردن در سلام گفتن به ايشان است . ( 5 ) و فرمود عليه السّلام : مؤمن را سه چيز نجاتبخش است : باز داشتن زبانش از مردم و از غيبت كردن از آنان و واداشتن خود به آنچه در آخرت و دنيايش سود دهد ، و بسيار گريستن بر گناهان خويش . ( 6 ) و فرمود عليه السّلام : نگريستن مؤمن به چهرهء برادر ايمانى خود از راه دوستى و محبّت به او ، عبادت است . ( 7 ) و فرمود عليه السّلام : سه خصلت در مؤمنان باشد كه هر مؤمنى را در پناه خدا و زير عرش او به روز قيامت بدارد و خدايش از هراس آن روز بزرگ ايمن فرمايد : هر كه به مردم همان دهد كه خود از ايشان خواهد ، و مردى كه دستى و گامى فرا ننهد مگر آنكه بداند آن را در راه فرمانبردارى يا نافرمانى خدا نهاده ، و مردى كه بر برادرش عيبى نگيرد مگر آنكه آن عيب را از خود دور كرده باشد . و براى مرد بس است كه عيب‌گيرى ( و عيب زدايى ) از خود ، او را از عيبجويى مردم باز دارد . ( 8 ) و فرمود عليه السّلام : چيزى نزد خدا پس از شناخت او ، محبوبتر از باز داشتن شكم و عورت ( از حرام ) نيست . و نيز هيچ چيز نزد خدا خوشتر از آن نيست كه از او خواهش شود . ( 9 ) امام ( سجّاد ) به فرزندش محمد عليهما السّلام فرمود : هر كه از تو خير خواست به او خير كن كه اگر شايسته‌اش باشد بجا كرده‌اى و اگر او را نشايد ( كه خير بيند ) تو را سزد ( كه خير كنى ) . « 21 »
هامش
( 20 ) « يصلى بها نار جهنّم » در پاره‌اى نسخه‌ها [ يصله بها في نار جهنّم - كه از آن طريق در آتش دوزخش كشاند ] آمده است . ( 21 ) كلينى در الروضة به جاى « و ان لم يكن باهل . . . » آورده است : [ و ان لم يكن اهله كنت انت اهله - و اگر او اهل آن ( خير ديدن ) نباشد تو اهل آن ( خير كردن ) هستى . . . ]