( 1 ) 45 . و امّا حقّ سائل ( بينواى خواهنده ) اين است كه اگر به راستى او يقين دارى « 68 » و بر رفع نياز او توانا هستى به او بدهى و براى ( سپرى شدن بلاى بينوايى ) كه بر او نازل شده دعا كنى و در انجام در خواستش به او كمك كنى ، و اگر در راستى او شك دارى و بدگمانى نسبت به او در دلت راه يافته اما بدان يقين ندارى ، از نيرنگ شيطان در امان نيستى كه خواسته است تو را از نصيب ثوابت باز دارد و ميان تو و ( اين وسيلهء ) نزديكى تو به پروردگارت حايل شود ( در اين صورت ) چشم از او فروپوش و به خوشى جوابش كن و اگر بر نفس خود در كار او چيره آمدى و با آنكه در ضمير تو چنان گمانى گذشته بود چيزيش بخشيدى ( مانعى ندارد ) كه اين كار بجايى است . « 69 » ( 2 ) 46 . و امّا حقّ مسئول ( كسى كه از او چيزى خواهند ) اين است كه اگر چيزى داد با سپاسگزارى و قدردانى احسان از او پذيرفته شود و اگر چيزى نداد او را معذور دانند . « 70 » به او خوش گمان باش و بدان كه اگر دريغ كرد مال خود را دريغ كرده و گرچه ظالم باشد او را در ( حفظ ) مال خود سرزنشى نيست كه « به راستى ، آدمى بسى ظالم و ناسپاس است » . « 71 » ( 3 ) 47 . و امّا حقّ كسى كه خداوند به وسيلهء او و به دست او تو را شاد ساخته اين است كه اگر او خود قصد شادسازى تو را داشته نخست خدا را بستايى و سپس او را به اندازهاى كه سزد سپاس دارى و او را به سبب تقدّم در آغاز كردن پاداش دهى و ( يا ) در مقام پاداش دادن به او باشى ، و اگر قصد آن را نداشته ( و ناخودآگاه شادت كرده ) خدا را بستايى و سپاس دارى و بدانى اين از جانب خداست كه تو را بويژه از آن شادمانى بهرهمند داشته است و او را ( هم ) از آنجا كه يكى از اسباب نعمتهاى خدا بر تو شده دوست بدارى و از آن پس خيرش را بخواهى زيرا اسباب نعمتها برجا باشند و هر چند خود قصد نداشته باشند بركت هستند . و لا قوّة الّا باللَّه ( و نيرويى نيست جز به خدا ) « 72 » ( 4 ) 48 . و امّا حقّ آن كس كه ( دست ) قضا به وسيلهء او ، به گفتار يا كردارى ، با تو بد كرده اين است كه
هامش
( 68 ) در پارهاى نسخهها به جاى « تيقّنت صدقه » [ تهيّأت صدقة - اگر صدقهاى آماده دارى ] آمده است ولى به قرينهء عبارت بعدى « و ان شككت في صدقه » همان ضبط متن درستتر است . - م .
( 69 ) در آن دو كتاب آمده است [ حقّ السّائل اعطائه على قدر حاجته - حق سائل آن است كه به اندازهء نيازش به او بدهند ]
( 70 ) در آن دو كتاب آمده است : [ حق المسئول ان اعطى فاقبل منه بالشكر و المعرفة بفضله و ان منع فاقبل عذره - حق آن كس كه از او چيزى خواهند ، اگر داد با سپاسگزارى و قدرشناسى از فضل او بپذير و اگر دريغ داشت عذرش را قبول كن . ]
( 71 ) درج ذيل آيهء 34 سورهء ابراهيم :إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ.
( 72 ) در آن دو كتاب آمده است : [ حقّ من سرّك للَّه تعالى ان تحمد اللَّه اوّلا ثم تشكره - حق آن كس كه براى خداى تعالى تو را شادمان كرده اين است كه نخست خدا را بستايى و سپس او را سپاس دارى ]