تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
الّا باللَّه . ( و نيرويى نيست جز به خدا ) « 63 » ( 1 ) 42 . و امّا حقّ اندرزگو اين است كه نسبت به او فروتنى كنى و به او دل دهى ( و زلال اندرزش را به دلت بنوشانى ) و گوش به دو فرادارى تا اندرزش را بفهمى ، سپس بدان بينديشى ، اگر در اندرزگويى راه درست پيموده خدا را بر آن سپاس دارى و از او بپذيرى و قدر اندرزش را بدانى ، و اگر توفيق درستگويى نيافته با او مهربان باشى و او را متّهم نكنى و بدانى كه در خير انديشى براى تو كوتاهى نورزيده امّا اشتباه كرده است ، « 64 » مگر آنكه به ديدهء تو شايستهء بدگمانى باشد كه ( در اين صورت ) به هر حال به هيچ سخن او ( وقعى مگذار و ) وزن و ارزشى مده . و لا قوّة الّا باللَّه . ( و نيرويى نيست جز به خدا ) ( 2 ) 43 . و امّا حقّ سالخورده اين است كه سالخوردگى او را احترام گذارى و اگر از پيشگامان در اسلام باشد اسلامش را با مقدّم دانستن وى تجليل كنى و از موضع‌گيرى در برابر او بگذرى و در راه بر او سبقت نگيرى و پيشاپيش وى راه نسپرى « 65 » و با او نادانى نكنى و اگر وى با تو نادانىاى كرد بردبارى كنى و او را به خاطر حقّ ( تقدّم در ) اسلام و سالخوردگيش ، گرامى دارى زيرا حقّ سالخوردگى به اندازهء حقّ اسلام است . و لا قوّة الّا باللَّه . ( و نيرويى نيست جز به خدا ) « 66 » ( 3 ) 44 . و امّا حقّ خردسال ، مهربانى با اوست و پرورش و آموزش او و گذشت از او و چشم پوشى بر او و نرمى با او و كمك به وى و پرده‌پوشى بر لغزشهاى كودكانهء اوست كه موجب توبهء او شود ، و كنار آمدن با او و اجتناب از تحريك كردن او زيرا اين ( روش ) به رشد وى نزديكتر است . « 67 »
هامش
( 63 ) در آن دو كتاب آمده است : [ و حق المستنصح ان تؤدّى اليه النّصيحة و ليكن مذهبك الرحمة و الرفق به - و حقّ اندرزخواه اين است كه خيرخواهانه اندرزش دهى و بايد روش تو مهربانى و دلسوزى به او باشد . ] ( 64 ) در آن دو كتاب آمده است [ و حقّ النّاصح ان معين له جناحك و تصغى اليه بسمعك فان اتى بالصّواب حمدت اللَّه تعالى و ان لم يوافق رحمته و لم تتّهمه و علمت انّه أخطأ و لم تؤاخذه بذلك الّا ان يكون مستحقّا للتّهمة . . . - و حق اندرزگوى اين است كه به او فروتنى كنى و گوش به دو فرا دهى ، اگر درست گويد خداى تعالى را سپاس دارى و اگر درست نباشد با او مهربانى كنى و وى را متّهم نسازى و بدان كه ( فقط ) اشتباه كرده است و او را بر اين اشتباه باز خواست نكنى مگر آنكه سزاوار اتّهام باشد . . . ] ( 65 ) در الخصال به جاى « و لا تؤمّه » [ من امّ يؤمّ - كسى كه پيشگامى را شايد ، از پس او مىروند ] آمده است . ( 66 ) در آن دو كتاب آمده است : [ و حقّ الكبير توقيره لسنّه و اجلاله لتقدّمه في الاسلام قبلك و ترك مقابلته عند الخصام و لا تسبقه الى الطّريق و لا تتقّدمه و لا تستجهله و ان جهل عليك احتملته و اكرمته لحقّ الاسلام و حرمته - و حق سالخورده ، احترام نهادن به اوست به خاطر سنّش و گراميداشت اوست به خاطر تقدّمش در اسلام بر تو و ترك طرف شدن با او و اينكه در راه از او پيش افتى و پيشاپيش وى به روى و با او نادانى كنى و اگر او نادانيى با تو كرد تحمّل كنى و او را به خاطر اسلام و حرمتش گرامى دارى ] ( 67 ) در آن دو كتاب آمده است [ حقّ الصغير رحمته في تعليمه و العفو عنه و السّتر عليه و الرفق به و المعونة له - حق خردسال مهرورزى در آموزش اوست و گذشت از او و چشم‌پوشى بر او و مدارا با او و كمك با او ]
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 274 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى