تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
( 1 ) 31 . و امّا حقّ همسايه ، نگهداشت اوست چون در غيبت باشد و گراميداشت او چون به حضرت آيد و ياورى به دو در هر دو حال ( غيبت و حضور ) ، عيبى از او را پىگيرى مكن و از بدى كه او راست كاوش منما كه بر آن آگاه شوى و اگر به ناخواه خود و بىرنجى بر آن آگه شدى بايد بر آنچه دانسته‌اى چون دژى استوار و پرده‌اى عيب‌پوش بپايى كه اگر نيزه‌ها به كاويدن دلى كه ( از آن راز آگه شده و ) آن را در خود پيچيده پردازند ، بدان نرسند . از آنجا كه نداند ( و انتظار ندارد ) به سخنى بر ضدّ او گوش مسپار « 49 » و به هنگام سختى او را وامگذار و بگاه نعمت بر او رشك مبر . ( تو را سزد كه ) از خطايش درگذرى و لغزشش را ببخشى ، و اگر با تو جهالتى كرد بردباريت را از او دريغ مدار و از ( راه ) سازگارى با او بيرون مشو . ( بايد ) دشنام ( ديگران ) را از او بگردانى و دغلى ناصح نمايى را با او باطل سازى و با او به معاشرتى كريمانه آميزش كنى . و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه . ( و جنبش و نيرويى نيست جز به خداوند ) . « 50 » ( 2 ) 32 . و امّا حقّ هم صحبت اين است كه چندان كه راهى مىيابى و توانى با احسان با او همصحبتى كنى و گر نه دست كم به انصاف با او رفتار كنى و او را به اندازه‌اى كه گراميت مىدارد ، ارجمند شمارى و همان گونه كه تو را نگه مىدارد نگاهش دارى ، و در هيچ گراميداشتى در ميانهء شما بر تو پيشى نجويد و اگر پيشدستى كرد ، جبرانش كنى و تا آنجا كه شايستگى دارد در دوستى او كوتاهى نورزى . خود را بر آن دارى كه خير خواه و نگهدار و ياور او در فرمانبردارى پروردگارش ، و كمك او به خويشتن در اينكه نافرمانى پروردگارش نكند ، باشى . سپس [ ( بايد ) بر او ] رحمتى باشى نه زحمتى . و لا قوة الّا بالله . ( و نيرويى نيست جز به خدا ) . « 51 »
هامش
( 49 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « لا تستمع - گوش مسپار » ، [ لا تسمع - مشنو ] آمده است . ( 50 ) در آن دو كتاب به جاى « حق الجار » . . . و « كرامته شاهدا » ، [ . . . حقّ جارك . . . ] و [ اكرامه شاهدا ] و به جاى « نصرته و معونته في الحالين جميعا . . . » ، [ . . . و نصرته اذا كان مظلوما . . . ] و به جاى « و لا تبحث له عن سوء [ ة ] لتعرفها فان عرفتها منه عن غير ارادة منك و لا تكلّف . . . » ، [ فان علمت عليه ( يا فيه ) سوءا سترته عليه . . . ] و [ ان علمت انّه يقبل نصيحتك نصحته فيما بنيك و بنيه و لا تسلّمه عند شديدة و تقيل عترته و تغفر ذنبه و تعاشره معاشرة كريمة و لا قوة الّا باللَّه - حق همسايه است . . . و گرامى داشتن او در حضور و يارى به او چون مظلوم افتد . . . پس اگر بر بدى از او آگاه شدى بر او بپوشانى و اگر بدانى نصيحت تو را مىپذيرد ، بين خود و خداوند ( در نهان ) اندرزش دهى و در سختى او را وانگذارى و از خطايش درگذرى و گناهش را ببخشى و كريمانه با او آميزش كنى . و لا قوة الّا باللَّه . ] آمده است . ( 51 ) در آن دو كتاب به جاى « . . . بالفضل ما وجدت اليه سبيلا » ، [ امّا حقّ الصاحب فان تصحبه بالتّفضّل . . . ] و به جاى « و الّا فلا اقلّ من الانصاف » ، [ و الانصاف . . . ] و به جاى « و لا يسبقك فيما بينك و بينه الى مكرمة » ، [ و تكرمه كما يكرمك و لا تدعه يسبق الى مكرمة ] [ فان سبق كافأته و تودّه كما يودّك و تزجره عمّا يهمّ به من معصيته و كن عليه رحمة و لا تكن عليه عذابا . . . - امّا حقّ هم صحبت اين است كه به احسان و انصاف با او همصحبتى كنى ]
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 270 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى