تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
به توست و تو با پرورش خوب و رهنمايى او به راه پروردگارش و كمك به او در فرمانبردارى « 35 » وى ( هم ) در بارهء خودت و ( هم ) در حقّ او مسئول هستى و بر ( اساس ) اين مسئوليّت پاداش برى و كيفر بينى ، پس در كار فرزند چنان كسى عمل كن كه كارش را در اين دنيا به حسن اثر بيارايد و تو به سبب حسن رابطهء فيما بين و سرپرستى خوبى كه از او كرده‌اى و نتيجه‌اى الهى كه از او گرفته‌اى نزد پروردگارت معذور باشى . و لا قوّة الّا باللَّه . ( و نيرويى جز به خداوند نيست . ) ( 1 ) 24 . و امّا حقّ برادرت ، ( اين است كه ) بدانى او دست توست كه آن را ( به كار ) مىگشايى و پشت توست كه به او پناه مىبرى و ( مايهء ) غلبهء توست كه به دو اعتماد مىكنى و نيروى توست كه با آن هجوم آورى . پس او را سلاح نافرمانى خدا و دست افزار تجاوز بر حقّ « 36 » خدا مگير و از يارى به او در كار خودش و ياورى به او در برابر دشمنش و حايل شدن ميان او و شيطانهايش و نصيحت پردازى و روى آوردن به دو براى خرسندى خدا ، در صورتى كه مطيع خدا باشد ؛ و به نيكويى از او پذيرفته آيد ، خوددارى مكن و گر نه بايد خدا نزد تو بر او مقدّمتر و از وى گراميتر باشد . « 37 » ( 2 ) 25 . و امّا حقّ كسى كه به تو نعمت آزادى از بردگى داده « 38 » اين است كه بدانى او مال خود را در ( راه آزادى ) تو پرداخته و تو را از خوارى بردگى و هراس آن درآورده و به عزّت آزادگى و آرامش آن رسانده و از اسارت غلامى آزادت كرده و حلقه‌هاى ( زنجير ) بندگى « 39 » را از ( دست و پايت ) گشوده و نسيم عزّت ( اختيار دارى خود را ) بر تو دميده و از زندان اختيارى برونت آورده و سختى را از تو دور رانده و زبان عدالت را بر تو گشاده و تمام دنيا را برايت مباح ( و
هامش
( 35 ) در آن دو كتاب به جاى « على طاعته فيك و في نفسه فاعمل في امره عمل المتزّين بحسن اثره عليه . . . » آمده است [ على طاعته ، فاعمل في امره عمل من يعلم انّه مثاب على الاحسان اليه متعاقب على الاساءة اليه - بر طاعت او ، پس در كار او چنان كسى كار كن كه مىداند وى بر نيكو كارى به او پاداش گيرد و با بد رفتارى در حق او كيفر بيند ] . ( 36 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « للظّلم بحقّ اللَّه » [ للظّلم بخلق اللَّه - براى ستمرانى به خلق خدا ] آمده است . ( 37 ) در آن دو كتاب آمده است [ ان تعلم انّه يدك و عزّتك و قوّتك . . . ] [ لظلم خلق اللَّه و . . . ] [ لا تدع نصرته على عدوّه و النّصيحة له فان اطاع الله و الّا فليكن اللَّه اكرم عليك منه و لا قوّة الّا باللَّه ] - [ اين است كه بدانى او دست و مايه عزّت و چيرگى و نيروى توست . . . ] [ براى ستمرانى بر خلق خدا و . . . ] [ . . . يارى به او را بر ضد دشمنش وامگذار و از نصيحت به او دريغ مدار ، در صورتى كه اطاعت خداى كند و گر نه بايد خدا نزد تو گراميتر از او باشد و نيرويى جز به خداوند نيست ] ( 38 ) مراد مولا و آقايى است كه اسيرى را بخرد و او را با اين آزاد سازى به « ولاء » خويش در آورد . لفظ « مولا » دو معنى متغاير دارد و بر آزادكننده و نيز بر غلام آزاد شده هر دو اطلاق مىشود . - م . ( 39 ) در آن دو كتاب آمده است [ . . . و فكّ عنك قيد العبوديّة و اخرجك من السّجن و ملّكك نفسك و فرّغك لعبادة ربّك و تعلم انّه اولى الخلق في حياتك و موتك و انّ نصرته عليك واجبة بنفسك و ما احتاج اليه منك و لا قوّة الّا باللَّه - . . . و بند بندگى را از تو گشوده و از زندان برونت آورده و تو را مالك خودت ساخته و براى پرستش پروردگارت آسوده گذاشته و بدانى كه او در زندگى و مرگت سزاوارترين مردم به ولايت بر توست و يارى دادن تو به او ( با تمام ) وجودت و آنچه او بدان نياز دارد ، بر تو واجب است و نيرويى جز به خداوند نيست ]
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 267 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى