تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
بهره‌ات ( از عبادت ) فرا مىخواند و از بهترين ياوران تو در انجام فريضهء ( نمازى ) است كه خداوند بر تو واجب ساخته ، پس در اين ( خدمت ) او را همچون كسى كه به تو احسان كرده سپاس‌گزار . و اگر در ( امور ) خانهء خود از او اندوهى به دل دارى « 45 » نبايد در كار الهى وى ( اذانگويى ) به او بدبين باشى و ( بايد ) بدانى كه او بىترديد نعمتى از خدا بر توست ، پس با سپاسگزارى از خداوند ، با نعمت خدا به هر حال خوشرفتارى كن . و لا قوّة الّا باللَّه . ( و نيرويى نيست جز به خداوند ) . « 46 » ( 1 ) 29 . و امّا حقّ پيشنمازت اين است كه بدانى او سفير ميان تو و خدا و نماينده‌ات در پيشگاه پروردگار توست و از جانب تو سخن گويد و تو از جانب او سخن نگويى و براى تو ( خدا را ) بخواند و تو براى او نخوانى « 47 » و براى تو درخواست كند و تو براى او درخواست نكنى و ( امر ) مهمّ ايستادن در برابر خدا و درخواست از او را برايت كفايت ( و نيابت ) كرده و تو در اين امر او را نيابت نكرده‌اى . پس اگر در اين وظيفه او را تقصيرى باشد بر عهدهء خود اوست نه تو و اگر گناهى باشدش تو شريك گناهش نيستى و او را ( در نماز ) بر تو برترى نيست . « 48 » پس او خود را نگهبان تو ساخته و نمازش را سپر نماز تو كرده و بايد بر اين سپاسش دارى . و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه . ( و هيچ جنبش و نيرويى نيست جز به خداوند ) . ( 2 ) 30 . و امّا حقّ همنشين اين است كه با او نرمخويى و نرم رفتارى كنى و در گفت و گوى با او جانب انصاف نگاهدارى و اگر خواستى ( هنگام مجالست ) به كارى ديگر پردازى در امر ( بىاعتنايى ) و چشم بر گرفتن از او مبالغه نكنى و چون با وى به سخن درآيى از بيان خود قصد فهماندنش را داشته باشى ، و اگر تو به ديدارش رفتى و كنارش نشستى ، برخاستن نيز به اختيار توست ولى اگر او به كنار تو آمده و نشسته اختيار برخاستن هم با اوست ، و تو جز با اجازهء او برنخيزى ( و مجلس را برهم نزنى ) . و لا قوّة الّا باللَّه . ( و نيرويى نيست جز به خداوند ) .
هامش
( 45 ) ( فرض اين است كه مؤذّن ضمنا خدمات خانه‌ات را نيز انجام دهد و مباشر بعضى امور خانه‌ات هم باشد . - م . ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « و ان كنت في بيتك مهتّما لذلك » ، [ . . . متّهما . . . - ( به او ) بدگمانى . . . ] آمده است . ( 46 ) در آن دو كتاب به جاى « فان تعلم . . . » [ ان تعلم ] و به جاى « مذكّرك بربّك و داعيك » [ مذكّر لك ربّك عزّ و جلّ وداع لك . . . ] و به جاى « و افضل اعوانك . . . » ، [ و عونك . . . ] و به جاى « على قضاء الفرائضة التى افترضها اللَّه » [ على قضاء فرض اللَّه . . . ] و به جاى « فتشكره على ذلك شكرك للمحسن اليك » ، [ فاشكره على ذلك شكر المحسن اليك . . . ] آمده است ( كه با وجود تفاوت عبارت با مفهوم متن مطابق است . - م . ) ( 47 ) در آن دو كتاب پس از اين جمله چنين آمده است [ و كفاك هول المقام بين يدىّ اللَّه عزّ و جلّ فان كان نقص كان به دونك و ان كان تماما كنت شريكه و لم يكن له عليك فضل فوقى نفسك بنفسه و صلاتك بصلاته فتشكر له على قدر ذلك ( به جاى « على ذلك » ) - و هراس ايستادن در برابر خداى عزّ و جلّ را برايت كفايت كرده ، پس اگر كارش نقصى داشته باشد از آن اوست نه تو و اگر تمام باشد تو با او شريكى و او را بر تو برترى نيست پس خود را نگهبان تو و نمازش را نگهبان نماز تو ساخته ، پس بر اين سپاسش دار . ] ( 48 ) مراد اينكه فضيلت و ثواب امام و مأموم در نماز جماعت از حيث نمازگزارى يكسان است . - م .