پايگاه علما « 9 » كوتاهى كرديد و در معرض بلا قرار گرفتيد ، و اين از آن روست كه گردش امور و اجراى احكام به دست عالمان به خداوند است كه بر حلال و حرامش امينند « 10 » و اين پايگاه از شما گرفته شده است و اين سلب منزلت ( و خلع يد علمى از شما ) انجام نيافته مگر به سبب پراكندگى و جدايى شما از حق و اختلافتان در سنّت پيامبر بعد از دليل روشن . ( 1 ) اگر بر آزار شكيبا بوديد و در راه خدا تحمّل به خرج مىداديد امور خدا با شما ، به دست شما در مىآمد و ( احكام او ) از ( جانب ) شما صادر مىشد و مرجع همگان قرار مىگرفتيد ، ولى شما خود ستمكاران را در پايگاه خويش جاى داديد و زمام امور ( حكومت ) خدايى را به دست ( پليد ) آنان سپرديد تا به شبهه كارها كنند و به راه شهوتها روند . گريز شما از مرگ و خوش آمدنتان از زندگى ، كه به هر حال از شما جدا مىشود ، آنان را بر تسلّط بر اين مقام گستاخ كرد . شما ناتوانان را به چنگال آنها سپرديد كه برخى را بنده و مقهور كنند و پارهاى را درمانده از ( تأمين حد اقلّ ) زندگانى و مغلوب سازند . مملكت را سر خود « 11 » ( و به رأى و دلخواه خويش ) زير و زبر كنند و به پيروى از تبهكاران و جسارت بر خداى جبّار ، رسوايى هوسرانيهايشان را به دل خويش هموار دارند ( و از آنها پروا نكنند . ) به هر شهرى سخنرانى زبان باز ( و نعرهپرداز ) « 12 » بر منبر دارند و تمام سرزمين اسلام ، بىدفاع زير پايشان افتاده ، و دستشان در آن همه جا باز است و مردم برده وار در اختيار آنانند ، دست ظلمى را كه بر سرشان خورد دور نتوانند كرد . برخى زورگوى سرسختند و بر ناتوان به سختى حمله برند ، و پارهاى فرمانروايى هستند كه مبدأ و معاد ( و خدا و قيامتى ) نمىشناسند . ( 2 ) شگفتا ! و چرا در شگفت نباشم كه زمين از آن ستمگرى دغل پيشه و باجگيرى ظالم و حاكمى ( شرور ) است كه بر مؤمنان رحم نيارد ، پس خدا در كشاكشى كه ما داريم ، حاكم و به حكم خود در مشاجرهاى كه ميان ماست داور باد .
( 3 ) بار الها ! تو خود مىدانى آنچه از ما برآمده از سر رقابت در سلطنت و ميل به افزودن كالاى دنيا نبوده است بلكه از آن روست كه پرچم دين تو را افراشته بينيم و اصلاح را در كشورت آشكار كنيم و بندگان ستمديدهات را امانى دهيم تا به فرايض و سنّتها و احكامت عمل شود . ( 4 ) پس اگر شما ( مردم ) ما را يارى نكنيد و به ما حق ندهيد قدرت ستمگران همچنان بر سر شماست و آنان به خاموش كردن نور پيامبرتان مىپردازند . خداوند ما را بس كه به دو توكّل مىكنيم و به او روى مىآوريم و بازگشت هم به سوى اوست .
هامش
( 9 ) مراد از « العلماء » معصومانند عليهم السّلام كه امام عليه السّلام فرموده : « نحن العلماء - ماييم آن عالمان » ( به حق و دانايان واقعى به اسرار الهى و رازهاى رهبرى و پيشوايى امّت به صراط مستقيم ، و ديگران بيشتر عالم نمايانند . - م . )
( 10 ) مراد ائمّهء معصوم عليهم السّلامند كه امين حلال و حرام خداوند تا روز قيامت هستند .
( 11 ) در پارهاى نسخهها به جاى « بآرائهم » ، [ بآرائكم - با آراء ( و فتاوى غلط ) شما ] آمده است .
( 12 ) در پارهاى نسخهها به جاى « يصقع » ، [ يسقع - كه نعره بر مىآورد ] آمده است ( و مراد از سخنرانان زبان باز نعرهپرداز همانا « وعّاظ السّلاطين » باشند كه سخن به سود آنان گويند . - م . )