را بر آن ضامن و گواه گرفتند ، بشكنند .
( 1 ) هلا ، ( به هوش باشيد ) ، آن زنازادهء پسر زنازاده « 6 » ما را بر سر دوراههء ( انتخاب ) شريعت ، يا خوارى « 7 » قرار داده و چه دور است پست منشى از ما ، « 8 » خدا و پيامبر او و جملهء مؤمنان و دامانهاى پاكى ( كه ما را در خود پرورده ) و طبعهاى غيرتمند ، و آزادهء مردم سر بلند اين را نپذيرند كه ما ( ذلّت ) فرمانبردارى از فرومايگان را بر ( افتخار ) جانبازى رادمردان ترجيح دهيم . « 9 » ( 2 ) و ( اينك ) من با اين تنى چند افراد خاندان و عشيرهام به پيش مىتازم ، با آنكه دشمن سر سخت و پرشمار است و ياوران دست از ياورى كشيدهاند ، هلا ! ديرى نگذرد ، مگر چندان كه بر اسب سوار شوند ، كه آسياب جنگ به گردش درآيد « 10 » و گردنها فرو آويزد .
( 3 ) اين است عهدى كه پدرم عليه السّلام با من نهاده ، پس شما كار خود را فراهم آريد و سپس دست به كار شويد و مهلت ندهيد . من به خداوند كه پروردگار من و شماست توكّل كردم و هيچ جاندارى نيست مگر آنكه زمام و سرنوشتش به دست اوست ، به راستى پروردگارم بر راه راست باشد .
( 4 )
پاسخ آن حضرت عليه السّلام به پرسشهايى كه امپراتور روم كرده است
. ( هنگامى كه امپراتور فرستادهاى نزد او و يزيد بن معاويه گسيل داشت و در ضمن خبر مفصّلى آمده كه ما به اندازهء نياز ، مختصرى از آن را آورديم ) ( 5 ) وى « 1 » را از كهكشان و آن هفت چيز كه خداوندشان برون از رحم آفريده است ، پرسيد . ( امام ) حسين عليه السّلام بخنديد ، عرض كرد : چه چيزت به خنده افكند ؟ ( حضرت ) عليه السّلام فرمود : زيرا تو پرسشهايى كردى كه در برابر گستردگى دامنهء دانش جز خاشاكى بر پهنهء دريا نباشد . ( 6 ) امّا كهكشان ، كمان خداست . « 2 » و آن هفت ( چيز ) كه در درون رحم آفريده
هامش
( 6 ) مراد از زنازادهء پسر زنازاده ، عبيد الله بن زياد بن ابيه است . - م .
( 7 ) طبرى در الاحتجاج به جاى « الملّة و الذّلّة » ، [ الفلّة و الذلّة - گريز و خوارى ] آورده است و در روايت ابن طاوس [ السلّة و الذلّة - شمشير كشى و يا خوارى ] آمده است .
( 8 ) « الدنيئة » ( در كلام معروف و بلند حضرت سيد الشهداء عليه السّلام كه فرمود : « هيهات منّا الدنيئة » است ) و در پارهاى نسخههاى تازه [ الذلّة - خوارى ] آمده است .
( 9 ) در پارهاى نسخههاى تازه به جاى « و ان نؤثر » ، [ من ان نؤثر - از اينكه ترجيح دهيم ] آمده است .
( 10 ) در اللّهوف اضافه دارد [ و تقلق بكم قلق المحور - و گردش گردونهاش شما را درهم پيچاند ]
( 1 ) مراد اينكه فرستادهء امپراتور روم از امام حسين عليه السّلام پرسيد .
( 2 ) شايد مراد از اينكه « كهكشان كمان خداست » اين است كه همان گونه كه كمان و كوچكى و بزرگى آن نشانهء توانمندى و قوّت بازوى كماندار است ، كهكشان نيز در عالم مقايسهء حسّى با تمام عظمتش به مثابهء كمانى در دست قدرت پروردگار و مظهرى كوچك از مظاهر قدرت و قوّت و عظمت لا يتناهى الهى است . يا به تعبير دانش كيهانشناسى امروز و بر اساس تئورى انشتين كه قائل به وجود قوس منحنى مارپيچ كاينات كيهانى است شايد اشارهء امام عليه السّلام به همين كمان منحنى مجموعهء كاينات است كه آفريدهء دست قدرت پروردگار است . و العلم عند الله تبارك و تعالى . - م .