نمىدانم ترس مردى كه شهوتى به دو رو نمايد و او به سبب بيمش از آن دست نكشد چه معنايى تواند داشت ! و نمىدانم اميد مردى كه بلايى بر او نازل شود و او به خاطر اميدى كه ( به حسن عاقبت ) دارد بر آن نشكيبد چگونه اميدى تواند بود ! « 75 » ( 1 ) امام عليه السّلام : به عباية بن ربعى « 76 » كه از ايشان پرسيده بود « استطاعتى » كه ما بدان برخيزيم و بنشينيم و كار كنيم چيست ؟ فرمود : تو از توان ( و استطاعت ) پرسيدى ، آيا آن را بدون خدا دارى يا همراه با خدا ؟ عباية خاموش ماند ، آنگاه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : اگر مىگفتى « توانايى » را همراه با خدا دارم مىكشتمت و اگر مىگفتى بدون خدا ( و از پيش خود ) دارى ( باز هم ) مىكشتمت . « 77 » عباية عرض كرد : پس چه بايد بگويم ؟ امام عليه السّلام فرمود : بگو آن را از خدايى دارى كه به غير تو نيز داده است و اگر آن را به تو داده از عطاى الهى است و اگر از تو گرفته بلا و آزمايشى از سوى او بوده است . اوست مالك ( مطلق ) آنچه به تو داده و هموست تواناى ( مطلق ) بر آنچه تو را بر آن توانايى بخشيده .
( 2 ) اصبغ بن نباتة « 78 » گويد : شنيدم امير مؤمنان عليه السّلام مىفرمود : من حديثى به شما بازگويم كه شايسته است هر مسلمانى آن را حفظ كند . آنگاه حضرتش عليه السّلام رو به او كرد و فرمود : خدا هيچ بندهء مؤمنى را در اين دنيا كيفر ندهد جز آنكه ( كيفر اين جهانى ) بهتر و آبرومندانهتر از آن است كه بازش در قيامت كيفر فرمايد ، و خدا بر هيچ بندهاى در دنيا پردهپوشى نكند و از او نگذرد جز آنكه ( عفو اين جهانى ) بهتر و آبرومندانهتر از آن است كه به قيامت از او درگذرد . ( 3 ) سپس حضرتش عليه السّلام فرمود : گاه خداوند بندهء مؤمنى را در تنش يا مال يا فرزندان يا خانوادهاش بلايى دهد و اين آيه را تلاوت فرمود :
ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ
- آنچه مصيبت به شما مىرسد همه از دست اعمال زشت خود شماست در صورتى كه خدا از بسيارى ( از اعمال
هامش
( 75 ) مراد اينكه اميد به حسن عاقبت بايد موجب شكيبايى بر بلا و بيم از سوء عاقبت موجب پرهيز از شهوات شود و گر نه صرف اميد و بيم بدون تأثير بر اعمال آدمى او را سودى ندهد . - م .
( 76 ) عباية بن عمرو بن ربعى اسدى ، از ياران امير مؤمنان و امام حسن عليهما السّلام بل از نزديكان و زبده افراد مورد اعتماد آن دو امام عليهما السّلام بود .
( 77 ) چون تصوّر داشتن توانايى همراه و همسنگ با توانايى خدا شرك است و نيز تصور داشتن توانايى از خود در برابر توانايى خدا انكار توانايى مطلق ذات قادر متعال است و مشرك و منكر خدا هر دو مستحقّ قتلند . - م .
( 78 ) اصبغ بن نباتة مجاشعى از خاصّان امير مؤمنان عليه السّلام بود و پس از آن حضرت عمرش ادامه يافت . ( وى از راويان معتبر است ) و منشور امير مؤمنان عليه السّلام را به مالك اشتر ، هنگام گماشتن او به ولايت مصر ، و نيز سفارش امير مؤمنان عليه السّلام به پسرش محمّد حنفيه را روايت كرده ، در پيكار صفّين امير « شرطهء خميس - فرمانده گارد پنجم » بود . وى پيرى شريف و پارسا و عابد و از ذخائر على عليه السّلام بود كه تا پاى جان با امام بيعت كرده بود و از شهسواران مردم عراق شمرده مىشد و هنگام وفات سلمان رضى الله عنه نزد او بود . گريستن او در درگاه امام عليه السّلام - كه پس از ضربهء ابن ملجم ملعون دستارى زرد بر سر پيچيده و چندان خونش رفته بود كه رنگ رخسارش به رنگ دستار به زردى گراييده بود - و شرفيابى او خدمت آن حضرت مشهور است .