رحمت كند بندهاى را كه چون گناه كرد اعتراف كند و بترسد « 56 » و كردار نمايد و بر حذر شود « 57 » و بشتابد « 58 » و عبرت داده شود و عبرت گيرد و بازش دارند « 59 » و باز ايستد و پاسخ گويد « 60 » و باز آيد « 61 » و بازگردد « 62 » و توبه كند و پيروى نمايد و بىانحرافى گام بر جاى گام امامش نهد و در طلب « 63 » بكاود و به گريز « 64 » نجات يابد و از اندوخته « 65 » بهره گيرد و نهادش را پاك سازد و آمادهء رستاخيز باشد و براى روز كوچيدن و زاد راه و حال نياز و جاى بينوايى خود از توشه مدد گيرد و پيشاپيش برگ عيشى به سراى درنگ خود فرستد . پس ساز و برگى براى خود آماده سازيد . ( 1 ) آيا برخورداران از طراوت جوانى انتظارى جز دوران پيرى مىكشند و آنان كه در خرّم رويى تندرستيند چشمداشتى جز بلاهاى ناگهانى بيمارى دارند و آنان كه در ايّام مهلت « هستى » اند انتظارى جز غافلگيرى « نيستى » و فرا رسيدن وفات و نزديكى مرگ دارند ؟ ( 2 ) و فرمود عليه السّلام : بپرهيزيد از خدا ، بسان پرهيز كردن كسى كه براى گسستن ( از دنيا ) دامن برچيده ( و از علايق مادّى مجرّد گشته ) و سخت كوشا كمر بسته « 66 » و در مهلت ( عمرش براى توشهاندوزى ) شتاب كرده و در وحشتكدهء ( دنيا ) دل واپس داشته و نگران بوده « 67 » و در روى آوردن بلا « 68 » و پايان سرنوشت « 69 » و انجام بازگشت نگريسته است . خدا براى انتقام ( از عاصيان ) و يارى ( به مطيعان ) بس است و بهشت براى ثواب و پاداش كفايت است و دوزخ براى شكنجه و كيفر بسنده است و قرآن خدا براى حجّت آوردن و مجاب كردن خصم كافى است .
( 3 ) مردى او را از سنّت و بدعت و فرقت ( تكروى ) و جماعت پرسيد . امام عليه السّلام فرمود : امّا
هامش
( 56 ) يعنى : از خدا بترسد . - م .
( 57 ) يعنى : از گناه برحذر باشد . - م .
( 58 ) يعنى به كار خير بشتابد - م .
( 59 ) يعنى : اولياء و انبياء و ناصحان از گناه بازش دارند و محرّمات را به او بفهمانند . - م .
( 60 ) يعنى : مسئول باشد . - م .
( 61 ) يعنى : به راه حق بازآيد . - م .
( 62 ) يعنى : از جادّه معصيت باز گردد . - م .
( 63 ) يعنى : در طلب دانش و فضيلت و كسب ثواب بكاود . - م .
( 64 ) يعنى : به گريز از معصيت نجات يابد . - م .
( 65 ) يعنى : از اندوختهء معرفت و يا ذخيره آخرت بهره گيرد . - م .
( 66 ) در پارهاى نسخهها به جاى « . . . تجريدا . و جدّ تشميرا » [ . . تجريدا ، و وحّد تشميرا - و در دامن برچيدن خود تنها و بيهمتاست ] آمده است .
( 67 ) در ن ، به جاى « اشفق في وجل » [ و بادر عن وجل - در وحشتگاه به كردار شتافته ] آمده است .
( 68 ) در پارهاى نسخهها به جاى « كرّة الموئل » [ كثرة المال - بسيارى مال . ] آمده كه ظاهرا خطاى نسّاخ است .
( 69 ) ( در پارهاى نسخهها به جاى عاقبة المصير [ « عاقبة الصبر - سرانجام شكيبايى ] آمده . ) و در ن ، [ عاقبة المصدر ] است .