تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : كارها بر سه گونه‌اند : كارى كه درستى آن بر تو روشن است ، پس آن را دنبال كن « 48 » و كارى كه بىراهى در آن بر تو واضح است ، پس از آن دورى گزين و كارى كه ( حكمش ) بر تو مشكل است ، به عالمش مراجعه كن . « 49 » ( 2 ) روزى جابر به او عرض كرد : اى امير مؤمنان ( امروز چگونه‌اى و ) چگونه صبح كردى ؟ ( امام ) عليه السّلام فرمود : صبح كرديم در حالى كه ( از سويى ) نعمت بيشمار خدا و ( از ديگر سو ) گناهان بسيار ما را در بر گرفته ، و ندانيم كه آيا بر ( نكوييها ) و زيباييهايى كه از ما زبانزد ( ديگران ساخته ) شكرگزاريم يا بر پوشاندن زشتيهايى كه از ما سر زده است سپاس داريم . ( 3 ) ( حضرتش ) عليه السّلام عبد اللَّه بن عبّاس را بر مرگ نوزادش تسليت داد و فرمود : هر آينه مصيبتى كه بر ديگرى افتد و تو اجرش را برى در نظر من خوشتر از مصيبتى است كه بر تو رسد و ديگرى اجرش را برد ، پس اجر از آن تو باد نه براى تو ( ديگران را ) ، و عزا به تو نيكو باد و نه عزادارى بر تو ، و خداوند چونان كه او را از ( بابت ) تو عوض مرحمت كرده عوض او را به تو بدهد . « 50 » ( 4 ) به ( امام ) عليه السّلام عرض شد : توبهء نصوح چيست ؟ فرمود : پشيمانى به دل و آمرزش‌طلبى به زبان و عزم جزم بر اينكه ( آدمى به راه گناه ) بر نگردد . « 51 » ( 5 ) و فرمود عليه السّلام : شما به قدرت « 52 » آفريده و بىاختيار « 53 » پرورده شده‌ايد « 54 » و در آغوش گور خواهيد رفت « 55 » و خاك خواهيد شد و به محشر تنها زنده مىشويد و حساب پس مىدهيد . ( 6 ) خدا
هامش
( 48 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « فاتّبعه » [ فارتكبه - انجامش ده ] آمده است . ( 49 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « فردته الى عالمه » [ فرده الى عالمه - به عالمش واگذار ] آمده است . ( 50 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « عوّضك الله عنه » [ . . . منه ] آمده است . ( مراد اينكه : مصيبتى ( چون مرگ ) كه ديگرى را ببرد و ثواب ( تحمّل اندوه ) آن به تو برسد در نظر من خوشتر از مصيبتى است كه خود ترا ببرد و اجر تحمّلش به ديگرى ( كه بازماندهء توست ) برسد . پس اجر ( شكيبايى بر مصيبت ) از آن تو باد نه به سبب شكيبايى بر فقدان تو از آن ديگرى ( كه بازماندهء توست ) ، و عزا ( بر فقدان ديگرى ) تو را نيكو باد نه عزادارى بر فقدان تو ( ديگرى را ) و خداوند همان گونه كه فرزند از دست رفته‌ات را ( به خاطر شكيبايى تو در ماتم او ) از بابت اين رفتار و عكس العمل تو عوض مرحمت مىكند عوض و جانشين او را نيز به تو بدهد ، « يا عوض و پاداش اين تحمّل و شكيبايى بر مصيبت او را به تو مرحمت فرمايد » . - م . ( 51 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « القصد على ان لا يعود » [ العهد على . . . با خود عهد كردن يا بر خود واجب شمردن . . . ] آمده است . ( 52 ) يعنى به قدرت خدا . - م . ( 53 ) يعنى بىاختيار خود . - م . ( 54 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « مربوبون اقتسارا » [ مربوبون انتشارا - به پراكندگى ( و بذرافشانى او ) پرورده شده‌ايد ] آمده است . ( 55 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « مضمّنون اجداثا » [ و مضمّون احداثا - نو پيوسته و غير ازلى ( يعنى حادث ) هستيد ] آمده است