و كردار به آن سبب اصلاح دين و وسيلهء ( رفتن ) به بهشت شود . و پرداختها مال را بكاهد و دانش با خرج كردنش بپالايد و بيفزايد . پس خرج كردن دانش پراكندنش در ميان نگهبانان و راويان آن است .
( 1 ) و بدانيد كه ملازمت با دانش و پيروى از آن آيينى است كه خداوند بدان پرستش و ديندارى شود ( و پذيرفتن ) و به فرمان دانش رفتن موجب به دست آوردن حسنات ( و كردارهاى پاداش آفرين ) شود و سيّئات ( و اعمال كيفر آفرين ) را بزدايد و اندوختهء مؤمنان باشد و مايهء سر بلندى آنان در زندگانى و ياد خيرشان پس از مرگ شود . ( 2 ) به راستى دانش را فضيلتهاى بسيار است كه ( در عالم تمثيل ) ، سرش ، فروتنى است و چشمش ، بركنارى از حسد و گوشش ، فهم و زبانش ، راستى و حافظهاش ، بررسى و دلش ، خوش نيّتى و خردش ، شناخت اسباب امور و دستش ، مهربانى و همّتش ، سلامت و پايش ، ديدار دانشمندان و حكمتش ، پارسايى و قرارگاهش ، رستگارى و جلودارش ، عافيت و مركبش ، وفا و سلاحش ، نرمى سخن و شمشيرش ، خرسندى و كمانش ، سازگارى و سپاهش ، گفتگو با دانشمندان و داراييش ، ادب و اندوختهاش ، پرهيز از گناهان و توشهاش ، احسان و جايگاهش ، سازش و رهنمايش ، هدايت و يارش ، همنشينى با نيكان . « 3 »
( 3 )
كوتهسخنانى كه از على عليه السّلام روايت شده است
« 1 » ( 4 ) على عليه السّلام فرمود : نيكى كردن و پنهان داشتن كردار نيك و شكيبايى بر بلاهاى سخت و نهان داشتن مصيبتها ، از گنجهاى بهشت است .
( 5 ) و همو عليه السّلام گفت : نيكخويى بهترين همنشين است و سرآغاز دفتر مؤمن خوشخويى او باشد .
( 6 ) و فرمود عليه السّلام : زاهد نسبت به دنيا كسى است كه حرام صبرش را نربايد و حلال از شكرش باز ندارد .
( 7 ) ( على عليه السّلام ) به عبد اللَّه بن عبّاس نوشت : « 2 » امّا بعد :
به راستى ، يافتن چيزى كه از دست آدمى به در نرود وى را شادان مىسازد و از دست رفتن چيزى كه بازش به دست نتوان آورد او را ناگوار مىآيد ، پس بايد شادمانى تو به چيزى از آخرت كه به دست مىآورى و افسوست بر چيزى از آخرت كه از كف مىدهى باشد . هر چه از دنيا به دست آورى بدان بسيار شاد مشو و در اندوه آنچه از دنيا از كف دهى پر افسوس مخور ، بايد تمام
هامش
( 3 ) در كافى به جاى « صحبة الاخيار » [ محبّة الاخيار - دوستى نيكان ] آمده است .
( 1 ) آنچه در اين بخش آمده در كتب علما و مؤلّفان خاصّه چون خصال و كافى و امالى و كشف الغمّة و مناقب و كنز الفوائد و نهج البلاغة و ارشاد المفيد و امثال آنها و نيز در كتب نويسندگان عامّه چون حلية الاولياء و مناقب ابن جوزى و مطالب السئول و مانند آنها آمده است كه ما در صورت اختلاف ( لفظ ) به پارهاى از آنها اشاره مىكنيم .
( 2 ) اين نوشته با اندك تفاوتى در نهج البلاغة آمده است .