توجّه تو معطوف به آنچه بعد از مرگ است باشد .
( 1 ) ( على ) عليه السّلام در نكوهش دنيا گفت : آغازش رنج است و پايانش نابودى ، در حلالش حساب است و در حرامش بازخواست ( و عقاب ) ، هر كه در آن تندرست شود ( بىپروا ) بياسايد و هر كه در آن بيمار شود دست پشيمانى برهم سايد . « 3 » هر كه در آن توانگر شود به فتنه و بلا دچار آيد و هر كه در آن مستمند شود به غم و اندوه گرفتار آيد ، هر كه ( در طلبش ) بكوشد آن را نيابد « 4 » و هر كه از تكاپوى آن باز نشيند ( دنيا خود ) نزدش آيد و هر كه را با چشمداشت بر آن نگرد كور سازد و هر كه را به ديدهء عبرتش بنگرد بينش دهد ( و كور دلى را از او دور سازد ) « 5 » .
( 2 ) و گفت عليه السّلام : دوستت را چندان به اندازه دوست دار كه بسا روزى دشمنت شود و دشمنت را چندان به قاعده دشمن دار كه بسا روزى دوستت شود . « 6 » ( 3 ) و گفت عليه السّلام : هيچ توانگرىاى چون خرد ، و هيچ فقرى سختتر از جهل نباشد .
( 4 ) و گفت عليه السّلام : ارزش هر انسانى ( بسته ) به آن چيزى است كه نيكو انجام دهد .
( 5 ) و گفت عليه السّلام : هيبت با ناكامى و شرم با بىنصيبى همراه است و حكمت گمشدهء مؤمن است كه بايد آن را بجويد گر چه در دست مردمى بد باشد .
( 6 ) و گفت عليه السّلام : اگر حاملان علم ، دانش را چنان كه شايستهء آن است حمل كنند ، خدا و فرشتگان و آفريدگان فرمانبردارش آنان را دوست دارند . ولى ( افسوس كه ) آنان ( بار علم را ) در طلب دنيا به دوش كشيدند و خدا آنان را دشمن گرفت و نزد مردم خوار گشتند .
( 7 ) و گفت عليه السّلام : برترين عبادت شكيبايى و خاموشى و انتظار گشايش « 7 » است .
( 8 ) و گفت عليه السّلام : به راستى ، نكبتها ( و بدبختيها ) را سرانجامى است كه ناگزير بدان پايان يابند . پس اگر بر يكى از شما چيره آمد بايد بدان سر فرود آرد و صبر كند تا بگذرد زيرا به كار بستن چاره به هنگام روى آوردن نكبتها بر وخامتشان بيفزايد .
( 9 ) حضرتش عليه السّلام به مالك اشتر فرمود : اى مالك اين سخن را از من بشنو و به ياد دار . اى مالك ، مردانگى آن كس كه يقينش سست باشد كم بهاست . و هر كه دل به طمع بندد خويشتن را خوار كند . و هر كه سختى حال ( و تنگدستى ) خود را فاش كند به خوارى رضا داده و هر كه ديگرى
هامش
( 3 ) ن ، اين جمله را ندارد . شايد مراد از « من صحّ فيها امن و من مرض فيها ندم » آن باشد كه « هر كه در دنيا درستكارى كرد و صحّت عمل داشت در آخرت بياسايد و هر كه در جهان نادرستى و كردار بيمار گونه نمود كه مستلزم رخوت و سستى و كاهلى در عبادات و طاعات است ، به آخرت پشيمانى خورد » . - م .
( 4 ) در كنز الفوائد به جاى « فاتته » [ فاتنه - فريفتهاش كند ] آمده است .
( 5 ) در ن ، با تقدّم و تأخّر آمده است . - م .
( 6 ) مراد آن است كه در دوستى يا دشمنى اندازه نگهدار و در هيچ يك از حالات محبّت يا عداوت در رفتار خود با دوست يا دشمنت از جادّهء اعتدال تجاوز مكن .
( 7 ) « انتظار الفرج » براى شرح اين تعبير رك : به پابرگ ص 45