( 1 ) خدا را ، خدا را ، در باب ( آن گروه از ) اصحاب پيامبرتان كه بدعتى نگذاشتند و بدعتگذارى را پناه ندادند ، زيرا پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله سفارش آنان را فرموده و بدعتگذار ، از آنها و جز آنها ، و نيز پناه دهنده ( و مشوّق ) بدعتگذاران را لعن كرده است .
( 2 ) خدا را ، خدا را ، در حقّ زنان و مملوكانتان ، زيرا واپسين سخنى كه پيامبر شما بر زبان راند اين بود : « ( مراعات ) دو ناتوان را به شما سفارش مىكنم : زنان و مملوكان » ( 3 ) نماز ، نماز ، نماز ، در ( اجراى فرايض ) خدا از سرزنش هيچ ملامتگرى نهراسيد تا هر كس را كه قصد ( آزار ) تان كند يا به شما ستم رساند از شما باز دارد . « 7 » با مردم چنان كه خدا فرمانتان داده ، به نيكى سخن گوييد ، امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد كه خداوند بدانتان را بر شما سرپرستى ( و زمامدارى ) دهد و آنگاه ( هر چه بر ضدّ آنان ) دعا كنيد از شما مستجاب نشود .
( 4 ) اى فرزندان من ، بر شماست كه بر بهم پيوستگى و بخشش به هم و شتافتن به كمك يك ديگر « 8 » بپاييد و از گسستن و پشت به هم كردن و پراكندگى بپرهيزيد ، « در نيكى و پارسايى همدستى كنيد نه در گناه و ستمكارى ، و از خدا پروا كنيد كه خداوند سخت كيفر است » . « 9 » خدا شما اهل بيت را حفظ كند و ( حرمت و فرمانبرى از ) پيامبرتان را در ميانهء شما نگهدارد . « 10 » شما را به خداى مىسپارم و بر شما درود مىفرستم و رحمت و بركات خدا را ( برايتان ) مسألت دارم . . .
سپس پيوسته مىگفت : « لا إله الّا الله » تا در گذشت .
( 5 )
برتر شمردن ( امام عليه السلام ) دانش را
( 6 ) اى مردم ، بدانيد كه كمال دين ( در ) طلب دانش و به كار بستن آن است . و به راستى دانش جستن بر شما از مال خواهى واجبتر است ، زيرا مال ( دنيا ) ميان شما تقسيم گشته و برايتان ضمانت شده است . « 1 » عادلى آن را ميان شما تقسيم كرده و ضمانتش فرموده ، و به زودى با رساندن آن به شما وفا كند ، و دانش براى شما نزد اهلش ذخيره است و شما به خواستن آن از ايشان مأموريد . پس در طلبش برويد ( 7 ) و بدانيد كه بسيارى مال موجب فساد دين و سبب سختى دلها گردد و بسيارى دانش
هامش
( 7 ) در كافى به جاى « يكفكم من ارادكم » [ يكفيكم الله من اذاكم - خداوند شما را از ( گزند ) كسى كه آزارتان رساند حمايت مىكند ] آمده است .
( 8 ) در متن « عليكم يا نبىّ بالتّواصل . . و التّبادر » آمده و مراد از « تبادر » همان شتافتن در كمك متقابل به يك ديگر است . - م .
( 9 ) المائده 2 -تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ. - م .
( 10 ) در كافى به جاى « فيكم نبيّكم » [ نبيّكم فيكم ] آمده است .
( 1 ) اشاره به گفته خداى تعالىنَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا- ما زيست مايهشان را در زندگى دنيا در ميانشان تقسيم كردهايم » الزخرف ، 32 و نيز مراد امام عليه السلام از « ضمانت شده » اشاره به گفته خداى عزّ و جلّ است كه فرمايد :وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها- هيچ جنبندهاى در زمين نيست مگر آنكه روزيش بر خداست » هود ، 6 ، رك : وافى