تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : به راستى ، خود بزرگ بينى از جبروت نمايى است و جبروت نمايى از نازفروشى و نازفروشى از تكبّر ؛ ( 2 ) و به راستى ، شيطان دشمنى است حاضر كه وعدهء باطل به شما دهد . ( 3 ) به راستى ، مسلمان برادر مسلمان است پس يك ديگر را وامگذاريد و نام زشت بر هم ننهيد . ( 4 ) به راستى ، احكام دين يكى و راههايش ( راست و ) به هدف رساننده است ، هر كه بدان عمل كند به هدف رسد و هر كه از آن جدا ماند نابود شود و هر كه آن را رها كند به گمراهى از دين به در شود . ( 5 ) مسلمان چون سخن گويد دروغزن نباشد و چون وعده دهد خلف نكند و چون امانتيش سپارند خيانت نكند . ( 6 ) و فرمود عليه السّلام : خرد يار مؤمن ؛ و بردبارى وزيرش ، و مدارا پدرش ، و نرمخويى برادر اوست . ( 7 ) خردمند را سه چيز ، بايسته است : به شأن خود بنگرد و زبانش را نگهدارد و زمانش را بشناسد . ( 8 ) هان ! به راستى ، بينوايى از نوع بلاست و سخت‌تر از بينوايى بيمارى تن است و سخت‌تر از بيمارى تن بيمارى دل باشد . ( 9 ) هان ! به راستى ، گشايش مالى از نعمتهاست و بهتر از گشايش مالى تندرستى ، و برتر از تندرستى تقواى دل باشد . ( 10 ) و فرمود عليه السّلام : مؤمن را سه ساعت است : ساعتى كه در آن با پروردگارش به راز و نياز پردازد ، و ساعتى كه در آن به حساب خويش رسد « 12 » و ساعتى كه در آن نفسش را با كامهاى حلال و زيبنده واگذارد . و خردمند را نشايد كه جز در سه مورد قد برافرازد و اقدامى كند : اصلاحى براى معاشش و گامى براى معادش يا لذّتى در غير حرامش . « 13 » ( 11 ) و فرمود عليه السّلام : بسا كسا كه از استمرار و ادامهء احسان ( خداوند ) پلّكان گناه را بپيمايد ( و نعمت‌گير و غافلگير شود ) « 14 » و بسا كسا كه از گنه‌پوشى ( خدا ) بر خويش فريب خورد و بسا كسا كه به ستايش ( و گفتار نيك ديگران در بارهء خود ) فريفته شود ، و خداوند بنده را به چيزى همچون مهلت دادن به او گرفتار نكند . خداى عزّ و جلّ فرمايد :
. . . إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً
- . . . همانا به آنان مهلت مىدهيم كه تا سرانجام بر گناهان خود بيفزايند . . . » « 15 » ( 12 ) و فرمود عليه السّلام : بايد در دلت نياز به مردم و بىنيازى از آنان را ( با هم ) گرد آورى . نيازت به آنها در خوشگويى و گشاده‌رويى تو ( متجلّى مىگردد ) و بىنيازيت از آنها در پاكى آبرو و بقاى
هامش
( 12 ) در متن « و ساعة يحاسب فيها نفسه » و در امالى ، ابن الشيخ نيز چنين است ولى در ن ، [ و ساعة يوم معاشه - و ساعتى كه معاشش را بهبود مىبخشد ] آمده است . ( 13 ) در حديث آمده است : « لا يكون العاقل ظاعنا الّا في ثلاث : تزود لمعاد او مرمّة لمعاش او لذة غير محرم - خردمند جز در سه مورد آهنگ كار نكند : توشه‌اندوزى براى معاد يا اصلاح معاش يا ( برخوردارى از ) لذت حلال » ( 14 ) كم من مستدرج بالاحسان اليه - استدراج ( يا نعمت‌گير كردن ) آن است كه خداوند نعمت خود را بر كسى ادامه مىدهد و او پاس نمىدارد و به عصيان مىپردازد و نمىداند كه اين احسان اتمام حجّتى بر اوست . معنى استدراج پيشتر نيز توضيح داده شده است . ص 148 ( 15 ) آل عمران ؛ بخشى از آيهء 178 .