چون دست به گناه زند از ايمان جدا گردد « 12 » و ايمان ( نيز ) از او دور شود و هرگز باز نيايد يا ( باز نگردد ، مگر آنكه ) توبه كند . « 13 » و اگر توبه كند و به ولايت ( امامان عليهم السّلام ) معترف باشد خدا توبهاش را بپذيرد و اگر به گناه باز گردد و اعتقاد به ولايت را ترك گويد خدايش به آتش دوزخ درافكند .
( 1 ) اما ( مراد از ) شومها ، همان يهود و نصارايند ، خداوند سبحان مىفرمايد :
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ . الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ
- اهل كتاب او را مىشناسند به همان گونه كه فرزندانشان را مىشناسند . البتّه گروهى از آنان ديده و دانسته حق را پنهان مىدارند حق از سوى پروردگارت [ نازل شده ] است ، هرگز از دو دلان مباش » . ( 2 ) « 14 » پس چون آنچه را مىشناختند انكار كردند خداوندشان بدان گرفتار كرد و روح ايمان را از آنان ربود و در كالبدشان ( فقط ) سه روح را جاى داد : روح نيرو و روح شهوت و روح پيكر . آنگاه ايشان را به ( شمار ) چهار پايان پيوست و فرمود :
إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ
- آنان جز همانند چهار پايان نيستند . « 15 » زيرا جانور چهارپا به روح نيرو بار بردارد « 16 » و به روح شهوت علف خورد و به روح پيكر راه رود .
پرسنده به آن حضرت عرض كرد : دلم را زنده كردى . « 17 »
هامش
( 12 ) در كافى به جاى « تفصّى من الايمان و تفصّى الايمان منه » [ نقص منه الايمان و تفصّى الايمان منه - از ايمان او بكاهد و ايمان از او دور شود ] آمده است .
( 13 ) در كافى به جاى « فليس بعائد ابدا او يتوب » [ فليس يعود فيه حتّى يتوب - در ( وجود ) او باز نگردد تا توبه كند ] آمده است .
( 14 ) البقرة ، 146 و 147
( 15 ) الفرقان ، 44
( 16 ) در كافى به جاى « الدّابة تحمل » [ الدابّة انّما تحمل ] آمده است .
( 17 ) در كافى پس از « احييت قلبى » [ . . . باذن اللَّه يا امير المؤمنين - اى امير مؤمنان به اذن خدا دلم را زنده كردى ] آمده است .