( 1 )
سفارش آن حضرت عليه السّلام به زياد بن نضر « 1 » ، هنگامى كه او را در سفر صفّين به پيشقراولى گماشت
( 2 ) هماره به هر شام و بام از خدا بپرهيز و بر خود از فريب بترس « 2 » و نفس را از بلا ايمن مدان و بدان كه اگر از آنچه دوست مىدارى ، از بيم گزندش ، خويشتندارى نكنى هوسها ( ى نفسانى ) ترا در زيان بسيار افكند تا از آن دستكشى پس جلوى خود را بگير و از ستم و گمراهى و گردنكشى و تجاوز باز ايست . ( 3 ) من تو را به فرماندهى اين سپاه گماشتم پس آنان را زبون مشمار و بر ايشان دراز دستى مكن زيرا بهترين ( فرد ) شما پرهيزكارترين ( شخص ) شماست . از داناى آنان فراگير و نادانشان را آموزش ده و بر بيخردشان بشكيب زيرا تو با كسب دانش و خوددارى از آزار و ( گريز از ) نادانى خير را به دست آورى .
( 4 ) سپس نامهاى بر دنبال فرستاد كه در آن وى را ( چنين ) سفارش داد و پرهيز و هشدار فرمود :
بدان كه جلوداران لشكر ديدهبانان آنهايند و گشتيهاى ديدهبانان جلوداران آنها هستند . چون تو از سرزمين خود بيرون شدى و به ( مرز ) دشمن نزديك گشتى بى ( احساس ) خستگى و ( بيدرنگ ) گشتيها را در هر ناحيه ( به ويژه ) در پارهاى درّهها و درختزارها و كمينگاهها و به هر سو بفرست تا دشمن بر شما ناگهان نتازد و در كمين شما نباشد . « 3 » واحدها و هنگهاى لشكر را از صبح تا شب راه مبر مگر براى آماده سازى « 4 » كه اگر امرى ناگهانى رخ داد يا ناخوشى پيش آمد شما در آماده باش پيشدستى كرده باشيد . ( 5 ) و هر گاه بر سر دشمنى در آمديد يا دشمنى بر سر شما درآمد « 5 » بايد
هامش
( 1 ) زياد بن نضر حارثى ( كه او را ابن نصر هم گفتهاند ) از ياران امير مؤمنان عليه السّلام بود كه هنگام لشكركشى به صفّين حضرت او را به طلايه دارى گماشت و اين طلايه مركب از دوازده هزار تن بود . هنگامى كه ( امام عليه السّلام ) او را روانه ساخت سفارشى به او فرمود كه مؤلّف رحمة اللَّه در متن آورده است . زياد به امام عليه السّلام عرض كرد : « اى امير مؤمنان سفارش فرمودى و من سفارش تو را حفظ مىكنم و پروردهء پرورش تو هستم ، رستگارى و نجات در اجراى فرمان تو و گمراهى در تباه ساختن منشور و پيمان توست » امام عليه السّلام روز پيكار صفّين او را به فرماندهى مذحج و اشعريان به ويژه يمانيان گماشت . در ن ، به جاى « زياد بن نضر » [ شريح بن هانى ] آمده است . ( در كتاب وقعة صفّين ، نصر بن مزاحم ، ص 121 ، « زياد بن النصر » آمده كه فرماندهى بخشى از سپاه را به عهده داشت و شريح بن هانى فرمانده گروه ديگرى بود و آورده است كه اين نصايح به زياد شده است ، امّا در مسير پيشروى ، شريح با زياد همكارى نمىكرد و او گزارش وضع را خدمت امام عرض كرد و امام به هر دوى آنها اين نامه را مرقوم فرمود .
( 2 ) در ن ، به جاى « خف على نفسك الغرور » [ . . على نفسك الدّنيا الغرور - بر نفس خود از دنياى فريبا بترس ] آمده است . - م .
( 3 ) تا مطمئن شويد دشمن در آن نقاط كمين نگرفته باشد كه بر شما شبيخون زند و غافلگيرتان كند . - م .
( 4 ) مراد از « تعبيه يا آماده سازى » تمرين و مشق و به اصطلاح امروز « تعليمات صحرايى » و « مانور » است . - م .
( 5 ) مراد اينكه هنگام موضعگيرى و استقرار قوا از نظر مكانى در محلّى مسلط و بالا دست دشمن يا فرودست و در تيررس او قرار گرفتيد و يا از نظر زمانى در موضعگيرى بر دشمن تقدم يافتيد يا دشمن بر شما مقدم بود . - م .