روح القدس نيرو بخشيديم » . « 4 » آنگاه در بارهء همهء آنان فرمود : « و ايّدهم بروح منه - و آنان را به روح خود تأييد كرد » « 5 » . مىفرمايد : آنان را بدان ( ويژگى ) گرامى داشت و بر ديگرانشان « 6 » برترى داد ، پس آنانند كه آمرزيدهاند .
( 1 ) سپس اصحاب جانب راست را ياد كرد كه ايشان خود مؤمنان راستينند و در آنان چهار روح نهاد : روح ايمان ، و روح نيرو ، و روح خواستارى ( و شهوت ) ، و روح پيكر ، و بندهء مؤمن اين چهار روح را به تمامى داراست تا دستخوش حالاتى شود . ( 2 ) ( پرسنده ) عرض كرد : آن حالات كدام است ؟ على عليه السّلام فرمود : اما نخستين آنها همان است كه خدا فرمود :
وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً
- و برخى از شما به حدّ اعلاى پيرى و فرتوتى باز برده شود ، چندان كه پس از دانستن [ بسيارى چيزها ] چيزى نداند » . « 7 » پس تمام روحهاى چنين كسى بكاهد ولى چنان نباشد كه از محدودهء ايمان « 8 » بيرون افتد زيرا خداوند با او چنين كرده و به پستترين مرحلهء عمرش رسانده « 9 » چندان كه وقت نماز را نشناسد و توان اداى نماز را به شب و تاب روزه را به روز ندارد . ( البته ) اين كاهشى است در روح ايمان ولى ، اگر خدا خواهد - ان شاء الله ، به دو زيانى نرساند . « 10 » ( 3 ) و روح شهوت و خواستارى او نيز بكاهد و اگر زيباترين دختران آدم بر او گذر كند وى به دو دل نبندد . « 11 » و روح پيكر در او بماند و با آن بجنبد و افتان و خيزان برود تا مرگش فرا رسد و اين به حال خوشى است ، خداست كه با او چنين كرده و هر آينه حالتهاى گوناگونى در نيرومندى و جوانى او به دو دست دهد كه آهنگ گناه كند و روح نيرو او را بر آن دلير سازد و روح شهوت آن را برايش بيارايد و روح پيكر او را پيش راند تا در گناهش اندازد و
هامش
( 4 ) البقره ، 253
( 5 ) المجادلة ، 22
( 6 ) در كافى به جاى « على سواهم » [ على من سواهم - بر هر كه جز آنان ] آمده است .
( 7 ) الحج ، 5
( 8 ) در كافى به جاى « من الايمان » [ من دين اللَّه - از دين خدا ] آمده است .
( 9 ) در كافى به جاى « و رادّه الى ارذل العمر » [ هو الّذى ردّه الى ارذل العمر - اوست آنكه وى را به پستترين مراحل عمر باز گردانده ] آمده است .
( 10 ) ( يعنى اجر ايمانش را نكاهد ، زيرا اين نسيان و پريشانى حواس و ناتوانى جسمى به اختيار خود او نبوده و حكم بيمار را دارد كه بر او حرجى نيست و مؤمن را ان شاء الله از اين بابت گناهى ننويسند . - م . ) در متن عبارت به « ان شاء الله » تمام مىشود ولى در كافى به اضافه دارد : [ و منهم من ينتقص منه روح القوة فلا يستطيع مهار عدوّه و لا يستطيع طلب المعيشة و منهم من ينتقص منه روح الشهوة . . . الخ - از پارهاى از آنان روح قوت كاسته شود و نتواند با دشمن جهاد كند و در كسب معاش تلاش نمايد ، از پارهاى ديگر روح خواستارى بكاهد . . . »
( 11 ) در پارهاى نسخهها به جاى « ما حنّ » [ ما يحنّ - ميل نمىكند ] آمده است .