تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
( 1 ) عدل بر چهار بخش قرار دارد : بر فهم ژرف و دانش سرشار و نكويى حكم « 13 » و گلزار بردبارى « 14 » . پس هر كه ( نيك و ژرف ) بفهمد تمام رموز دانش را تفسير كند و هر كه به حكم ( درست ) بينش يابد گمراه نشود « 15 » و هر كه بردبارى كند در كار خود كاستى نيارد و در ميان مردم به ستودگى زيد . ( 2 ) جهاد بر چهار بخش قرار دارد : امر به معروف ، نهى از منكر ، پايدارى در جبهه‌ها و دشمن داشتن فاسقان . ( 3 ) پس هر كه امر به معروف كند پشتيبان مؤمن شده « 16 » و هر كه نهى از منكر كند كافران را « 17 » زبون ساخته ( 4 ) و هر كه در جبهه‌ها پايدارى كند وظيفه‌اى را كه بر عهده داشته انجام داده ( 5 ) و هر كه فاسقان را دشمن دارد به خاطر خدا خشم آورده است و هر كه براى خدا خشم آورد خدا نيز براى او ( بر دشمنانش ) خشم گيرد . اين است ايمان و پايه‌ها و بخشهاى آن . ( 6 ) كفر بر چهار ستون قرار دارد : بر فسق ( سرپيچى از طاعت ) و سركشى ( تجاوز از حدود دين ) و شكّ و شبهه ( ترجيح باطل به خيال باطل و تصوير غير واقع به صورت واقع ) ( 7 ) ازين ميان فسق چهار شاخه دارد : جفا كارى ، كوردلى ، غفلت و گردنكشى . ( 8 ) پس هر كه جفا كند حق مؤمن را خوار ساخته و فقيهان را دشمن داشته و بر گناه بزرگ اصرار ورزد . ( 9 ) و هر كه كوردل شود ، ياد خدا را فراموش كند و بىآزرمى خوى او شود و با آفريدگارش بستيزد و شيطان همواره بر او پاى فشارد و تأثير گذارد . ( 10 ) هر كه غافل ماند بر خود جنايت كند و دگرگونه ( و ناهنجار ) شود و گمراهى خود را رهيابى شمارد و آرزوهاى ( باطل ) او را بفريبند و چون كار از كار بگذرد و پرده از پيش او برگيرند افسوس خورد « 18 » و از جانب خدا به دو آن رسد كه ( هرگز ) حساب ( و تصوّر ) نمىكرد . ( 11 ) هر كه از فرمان خدا سركشى كند ( و استكبار نمايد و بزرگى فروشد ) به شك افتد و هر كه به شك دچار آمد خداوند بر سرش فراز آيد و سپس به قدرت و شوكت خويش خوارش كند و به
هامش
( 13 ) در متن « زهرة الحكم » به معنى شكوفه و به مفهوم شكوفايى حكم آمده و ممكن است « زهرة الحكم ، به ضمّ زاء و به معنى نيكويى حكم » خوانده شود . ( 14 ) در متن « روضة الحلم » آمده و مراد از بردبارى در اينجا خوددارى از تندروى در قضاوت و دستخوشى خشم است ( يا چنان كه در نهج البلاغه در توصيف قاضى شايسته آمده مراد بردبارى و تحمّل مراجعه اطراف دعوى است . ) در ن ، به جاى « روضة » [ رساخة الحلم - رسوخ بردبارى ] آمده كه به معنى خوى و ملكه است و از آن به رسوخ تعبير شده زيرا خصوصيّت ملكهء ذهنى ، رسوخ و دوام آن در ذهن است . ( 15 ) در ن ، [ فمن فهم علم غور العلم و من علم غور العلم صدر عن شرائع الحكم - پس هر كه بفهمد ، ژرفاى دانش را دريابد و هر كه ژرفاى دانش را بداند حكم به آيين درست و نيكو راند ( و گمراه نشود ) ] آمده است . ( 16 ) در ن ، به جاى « شدّ ظهر المؤمن » [ شدّ ظهور المؤمنين - مؤمنان را پشتيبانى كرده ] و به جاى « الكافرين » [ المنافقين - دورويان ] آمده است . ( 17 ) در كافى به جاى « ارغم انف الكافرين » [ ارغم انف المنافق و امن كيده - منافق را زبون و مكرش را خنثى و بىزيان كرده ] آمده كه در ن ، [ ارغم انف المنافقين ] است . ( 18 ) در كافى [ الحسرة و الندامة - افسوس خورد و پشيمانى برد ] آمده است .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 159 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى