كرده و اعلام از جا كنده شدن نموده ، ( 1 ) هلا ! به راستى ، آخرت روى آورده و اعلام فرا رسيدن كرده « 18 » ( 2 ) هلا ! كه امروز ، روز آمادگى و فردا ( روز ) پيشى گرفتن است و به راستى ، پيشى گرفتن ( دستيابى ) به بهشت است و پايانهء ديگران دوزخ ، ( 3 ) هلا ! به راستى شما در روزهاى مهلتى « 19 » هستيد كه از پس آن مرگى است كه شتابان مىتازد . پس هر كس در روزهاى عمر خود پيش از فرا رسيدن اجلش ، براى خدا به اخلاص كار كند از كردارش سود بيند و مرگ به او زيانى نزند ( 4 ) و هر كس در روزهاى مهلت خود كارى نكند مرگ زيانش رساند و كارش سود نبخشد .
( 5 ) اى بندگان خدا ، براى استوار سازى دين خويش با خواندن نماز به هنگام و پرداخت زكات به موقع خود و زارى و سرسپردگى ( به درگاه خدا ) و صلهء رحم و بيم از معاد و بخشش به دريوزهگر و گراميداشت زن و مرد ناتوان « 20 » و آموختن قرآن و كردار به آن و راستى گفتار و وفاى به پيمان و پرداختن امانتى كه به شما سپردهاند ، زارمندانه به خدا پناه بريد . ( 6 ) دلبستهء پاداش خداوند باشيد و از عذاب او بترسيد و در راه خدا به مال و جان خويش جهاد كنيد و از دنيا چندان توشه اندوزيد كه خويشتن را ( در آخرت ) تأمين كنيد . ( 7 ) كار نيك كنيد تا آن روز كه هر كس كار نيكى از پيش فرستاده به عاقبت نيكو دست يابد ، شما نيز پاداش نيك بينيد . ( من ) سخن ( گفتنى ) خود را مىگويم و از خدا براى خود و شما آمرزش مىطلبم .
( 8 )
از سخنان حكمتآميز آن حضرت صلوات الله عليه و نويد و بيم و اندرز او
اما بعد :
( 9 ) به راستى ، مكر و فريب در دوزخند « 1 » ، پس از خدا بيم داريد و از تندى و قدرتش پروا كنيد . به راستى خدا پس از آنكه حجّت خود را بر بندگانش تمام كرده و بيمشان داده ، از آنان نمىپسندد كه نادانسته ( مركب گناه را ) به جولان درآرند و فريب خورده ( نردبان خطا را ) پلّه پلّه بپيمايند « 2 » ( 10 ) ، از اين رو
هامش
( 18 ) در ن . به جاى « قد ادبرت و آذنت بالانقلاع الا و انّ الآخرة قد اقبلت و آذنت باطّلاع » [ قد آذنت بوداع و الآخرة قد اشرفت باطّلاع - اعلام بدرود كرده و آخرت در شرف در آمدن است ] آمده است .
( 19 ) در ن ، به جاى ، « مهل » [ امل - آرزوى بقا و استمرار زندگى ] آمده است .
( 20 ) در متن « اكرام الضعفة [ و الضّعيف ] - گراميداشت ناتوانان و [ ناتوان ] » است ، ولى پارهاى نسخهها [ اكرام الضعيفة و الضعيف ] ضبط كردهاند ( كه چون درستتر به نظر رسيد به همين گونه ترجمه شد . - م . )
( 1 ) مراد آنكه اهل مكر و فريب دوزخى هستند . - م .
( 2 ) « استدراج » در لغت به معنى بالا رفتن از درجهاى به درجه ديگر است و نيز به معنى فريفتگى هم آمده است .
استدراج خداوند با بنده آن است كه هر چند بنده خطايى را از سر گيرد خدا نعمتش را نو به نو بيفزايد و پوزش خواهى را از يادش ببرد تا اندك اندك او را گرفتار سازد . خداوند تعالى فرمايد : « سنستدرجهم من حيث لا يعلمون - به زودى آنها را به عذاب و هلاكت مىافكنيم از جايى كه فهم آن نمىكنند . » الاعراف ، 182 : برخى مفسّران گفتند كه يعنى آنها به نعمت و ملك و مال مغرور و غافل و هواپرست مىشوند پس تدريجا مستحقّ عقاب خدا شوند . اين معنى « استدراج » است . رك : قرآن مجيد ، ترجمهء الهى قمشهاى . « كلبى گفت : استدراج آن است كه عمل بد بر ايشان آرايد ، پندارند نيكى است ، و همى كنند ، تا آنگه كه شومى آن عمل به ايشان رسد و هلاك شوند . . . ابن عباس گفت : هر گه كه گناهى كنند نعمتى برايشان تازه كند و بيفزايد و در آن غرّه شوند ، از فعل بد وانايستند و استغفار نكنند ، و عذر نخواهند ، تا ناگاه عقوبت رسد به ايشان ، و هلاك شوند . رك : كشف الاسرار و عدة الابرار ، ج 3 ، ص 802 . - م .