تاختن ( بيحاصل ) ، بندهء او را گمراه كند تا وفادارى به پيمان ( خود با خدا ) را از ياد ببرد و پندارد كه كارى خوب كرده و پيوسته همچنان در گمان و اميد و ناآگاهى از خبرى كه به او رسيده بسر مىبرد و در كار خود گره بر گره مىبندد و در مهلتى كه با خدا پيمان دارد ، خويشتن را به كوششى تمام هلاك مىسازد و با گنهكاران مىنشيند و با مؤمنان ، در طاعت خدا مىستيزد و آشفتهكارى خوشگذرانان را مىستايد ، ( 1 ) اينان گروهى هستند كه دلهاشان سرشار از شبهه است و به دروغ بر ديگران سرافرازى و دراز دستى مىكنند و مىپندارند كه اين همه در راه نزديكى به خداست و اين از آن روست كه كار به مراد نفس مىكنند و سخن حكيمان را نابخردانه و كوردلانه دگرگون ساخته و منحرف كردهاند و به ريا شهرت و آبرو مىجويند ، بىآنكه راههاى درست را بپيمايند و نشانههايى فرا روى دارند و سمتنمايى معلوم آنان را به مقصد و آبشخورى كه قصد فرود آمدن در آن دارند رهنمون باشد ، تا آنگاه كه خداوند پاداش رفتارشان « 3 » را بر ايشان آشكار سازد و آنان را از زير چادرهاى غفلت به درآورد ، به استقبال تيرهبختى روند و بدان چه بايد روى آرند ، پشت كنند و از آرزوهايى كه بدان رسيده و كامهايى كه گرفتهاند و مرادهايى كه بدان نايل شدهاند سودى نبردند و اين همه و بال گردنشان شود و از آنچه مىجستند گريزان شوند .
( 2 ) به راستى من شما را از اين لغزشگاه برحذر مىدارم و به پرهيزگارى خدا كه ( هيچ چيز ) جز آن سودمند نيايد فرمان مىدهم كه ( انسان ) اگر راستگوست بايد با نيّت خوب از ( تقواى ) خود بهره گيرد . ( 3 ) « 4 » همانا بينا ( و بينادل ) كسى است كه بشنود و بينديشد و بنگرد و ( به ديدهء دل ) ببيند و از عبرتها سود گيرد و راه كوبيدهء هموار روشنى را بپيمايد و از پرتگاه هواپرستى دورى كند و از سرنگون شدن به راه كور ( دلان ) كناره گيرد و گمراهان را بر تباهى نفس خود با كجرفتارى در ( بارهء ) حق و كج گفتارى و دگرگونى در صداقت و راستى كمك نكند ، ( و در همهء اين احوال ) نيرو و مددى جز از خداوند نباشد .
( 4 ) آنچه به شما گفته مىشود ( به ديگران ) باز گوييد و بدان چه برايتان روايت مىشود ( از گفتههاى مردان خدا ) سر فرود آريد ، و آنچه را به شما تكليف نكردهاند بر دوش خود منهيد ، زيرا پس آيند
هامش
( 3 ) در نسخهها به جاى « ثواب سياستهم » [ جزاء معصيتهم - كيفر نافرمانيشان ] آمده . ( كه شايد مناسبتر باشد . - م . )
( 4 ) در پارهاى نسخهها به جاى « فلينتفع بنفسه ان كان صادقا على ما يجنّ ضميره » [ فلينتفع بتقيّته ان كان صادقا على ما يحنّ ضميره - از تقيهء خود ، در صورتى كه به آنچه وجدانش بدان گرايش دارد مىانديشد ، صادقانه بهره گيرد ] آمده است .