تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
( 1 ) زنهار ، زنهار ! كوشش ، كوشش ، كه كسى « چون [ خداوند ] دانا آگاهت نمىكند » . « 7 » به راستى از امور مهمّى كه خداوند در قرآن كريم ( و ذكر حكيم ) بيان فرموده كه براى آنها خرسند شود و هم براى آنها خشم آورد و بدانها پاداش نيك دهد و نيز بدانها كيفر راند ، اين است كه آدمى هر چند زيبا گفتار و آراسته صفات و از ديگران فاضلتر باشد و از جهان برود و با پروردگارش با يكى ازين چند خصلت كه از آن توبه نكرده باشد روياروى شود ، مؤمن نيست : شرك به خدا در عبادت واجب او « 8 » به هلاك افكندن خويش براى ارضاء خشم خود ، يا آن كه به زبان كارى را تعهّد كند ولى در عمل خلاف آن رفتار كند ، يا با بدعت‌گذارى در دين خويش نيازى « 9 » را كه به مردم دارد پيش ببرد ، يا خوش دارد كه مردم او را به كار نيك ناكرده‌اش بستايند ، يا در ميان مردم دورو و دو زبان باشد ، و زورگويى و بزرگى فروشى كند . و بدان [ و بدين بينديش ] كه هر نمونه‌اى دليل همانند خود است . ( 2 ) به راستى همّت چهار پايان مقصور بر شكم آنهاست ( 3 ) و ددان را همّت صرف تجاوز و ستم است ( 4 ) و همّت زنان مصروف به زيور دنيا و فساد در آن است . ( 5 ) به راستى مؤمنان دلسوز و ( به درگاه خدا ) زبون و ترسانند . ( 6 )

اندرزگويى امام عليه السّلام و توصيف مقصّران

( 7 ) از آن كسان مباش كه كار ناكرده به آخرت اميدوارند و به دراز آرزويى اميد توبه دارند « 1 » ، در بارهء دنيا به زبان چون زاهدان سخن گويند ولى به كردار چون شيفتگان ( بدان ) رفتار كنند ، اگر از آن بخشندشان سير نگردند و اگر بر آنان دريغ دارند قناعت نورزند ، از سپاسگزارى بر آنچه به دست آورده‌اند درمانده و در پى فزونى آينده‌اند ، ( هر يك از آنها ) مردم را ( از بدى ) باز دارد ولى خود ( از آن ) دست برندارد و آنچه خود نكند به مردم امر كند ، نيكان را ( به زبان ) دوست دارد ولى به كردارشان عمل نكند ، و بدان را دشمن دارد ولى خود در شمار آنان باشد ، به سبب بسيارى گناهانش از مرگ بيزار ( و هراسان ) است ولى ( با اين همه ) در زندگى دست از گناهان نكشد ، با خود گويد : تا چند عمل كنم و رنج برم ؟ آيا ( نه بهتر آنكه ) به آسودگى بنشينم و آرزو كنم ! او آرزوى آمرزش دارد ولى به نافرمانى ادامه مىدهد . چندان عمر يافته كه بايد هر ( شخص ) فهميده‌اى ( با چنين عمرى ) متنبّه شود . در بارهء عمر گذشته‌اش گويد : اگر كردار مىكردم و رنج مىبردم مرا بهتر مىبود ولى همچنان عمر را بىپروا تباه مىكند و سرگرم دنياست . چون بيمار شود از تقصير در كردار
هامش
( 7 ) لا ينبّئك مثل خبير » الفاطر ، 15 ( 8 ) مراد از شرك در عبادت واجب حق تعالى ، ريا كارى در عبادت است زيرا ريا كار عبادت براى خلق مىكند نه براى حق و مثلا نماز را براى خوشامد مردم مىخواند نه براى تقرّب به خدا و به اين صورت در عبادت خود ديگران را نيز شريك خداوند سبحان قرار مىدهد . - م . ( 9 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « جاحة الى الناس » فقط [ حاجته - كارش را پيش ببرد ] آمده است . ( 1 ) در ن ، به جاى « يرجو التوبة » [ يرجئ التوبة - توبه را به تأخير مىافكند ] آمده . ( كه مناسبتر است . - م . )