از نامهها و مجموعهء دفاتر هزينه و دفاتر سپاهت باشد به دفتر نويسانى كه خودت در گزينش آنان كوشيده باشى واگذار زيرا آنان سران دستگاه ( ادارى ) تو هستند و براى تو سودمندتر و براى مردم سود افزاترند . ( 1 ) وانگهى ، نبايد آنان را تنها به تشخيص خود و از روى علاقهء شخصى ( و ساده دلى ) و خوشگمانى به ايشان برگزينى ، زيرا اين دولتمردان خود را به ظاهر سازى و خدمتگزارى خويش « 22 » در چشم زمامداران نيك نمايانند ولى فراسوى آن ( ظاهر آراسته و خدمتگزار نما ) خير انديشى و امانت نيست . بلكه آنان را بر اساس خدمتى كه به صالحان پيش از تو كردهاند بيازماى . پس به هر كدام كه در ميانهء عامّهء مردم نيكنامتر و به نجابت و امانت شناختهتر است توجّه كن زيرا اين كار ، به راستى ، نشانهاى از خير انديشى تو در حقّ خدا و ( خير خواهى ) نسبت به كسى است كه كارش را به ولايت تو سپرده است . ( 2 ) سپس به آنان بفرماى كه حكومت به نيكى رانند و سخن به نرمى گويند و براى هر يك از كارهايت رئيسى از آنان برگزين كه نه كارهاى بزرگ بر او گران آيد و نه بسيارى كارها پريشانش سازد ، آنگاه به حالاتشان ، كه بر تو نهان است رسيدگى كن و به امور آنان كه پيامگزارانشان نزد تو مىآيند ( 3 ) و حاجتمندانشان بنگر و ببين حكمرانى آنان بر چه مدارى است و چه اندازه از سرپرست و امام و حجّت خويش شنوايى دارند ، زيرا سرپيچى و سلطهطلبى و گردنفرازى شيوهء بسيارى از دفتر نويسان ( و كارگزاران ديوانى ) است مگر آنكه خدا بازشان دارد ، و مردم را گزيرى نيست كه در پى رفع نيازمنديهاى خود روند و هر عيبى كه ( هنگام مواجهه با مردم ) در دفتر نويسانت باشد و تو از آن چشم پوشى كنى به گردن خودت افتد و ( در عوض ) هر فضيلتى هم داشته باشند به حساب مىآيد و همراه آن تو را در اين باب نزد خداوند ثوابى نيكو باشد .
( 4 ) سپس به بازرگانان و پيشهوران توجّه كن و ( ديگران را ) به نيكخواهى آنان سفارش فرماى ، خواه آنان كه مقيم حضرند و خواه آنان كه سرمايه خود را به اطراف پراكنده ( و در سفرند ) يا به نيروى دست خويش پيشهورند ، چه اينان سر چشمهء سودها ( و در آمدها ) و فراهم آورنده آنها در كشورند ، از خشكى و دريا و دشت و كوه و نيز از آن جايها كه ديگر مردم در آنها گرد نيايند و سرزمينهايى كه ( جز بازرگانان ) جرأت ندارند بدانها گام نهند ، مانند كشورهاى دشمن تو كه از توجّهات الهى داراى صنايعى شدهاند . ( 5 ) سپس به ايشان احترام گذار و راههايشان را ايمن ساز و حقوقشان را محفوظ دار كه آنان مردمى سليمند كه از گزندشان هراسى نباشد و مسالمتجويانى هستند كه از آشوبشان پرهيزى لازم نيايد . خوشترين مرادشان آنكه امنيّت پايدار و زمامدار بر قرار باشد ، پس به كارشان چه در مركز و چه در اطراف مملكت خويش ، به مهربانى رسيدگى كن . ولى با وجود اين بدان كه در ( نهاد ) بسيارى از اينان ( خوى ) تنگ نظرى سخت و خشكدستى زشت و سودپرستى محتكرانه و بىانصافى در معاملات وجود دارد و اين مايهء زيانمندى همهء مردم و عيب بر زمامداران است ، پس
هامش
( 22 ) در ن ، به جاى « خدمتهم » [ حسن خدمتهم - خوش خدمتى خويش ] آمده است .