ستم و خيانت و ناگزير ساختن مردم ( به تحمّل كارمندان ناشايسته ) است و كارها به دغلى ( و نااهلى ) راست نيايد . ( 1 ) كارمندانت را از ميان اهل پرهيزگارى و دانش و سياست برگزين و از بين آنان ( نيز ) مردم آزموده و با حيا از خاندانهاى صالح و سابقهدار را منظور دار كه اينان اخلاقى بزرگوارانهتر و آبروهايى درستتر و آزمنديهايى كمتر و عاقبت نگريهاى بيشتر از ديگران دارند ، و بايد در كارى كه بر عهده گرفتى ( امور كشور دارى ) ياوران تو باشند . سپس وظايف آنان را توسعه ده و حقوقشان را افزون ساز كه اين موجب توانايى ايشان بر اصلاح حال ( و معاش ) خود و سبب بىنيازى آنها از دست درازى به چيزهايى است كه در اختيار دارند و نيز اگر خلاف فرمان تو روند يا در امانتت خيانت كنند حجّت تو بر ضدّ آنان تمام است ( و بهانهاى براى اختلاس ندارند . ) ( 2 ) سپس كارشان را بازرسى كن و ديدهبانهايى درست و وفادار بر ايشان بگمار ، زيرا بازرسى پنهانى تو از كارهاى ايشان سبب واداشتن آنان به امانتدارى و مداراى با رعيّت است . ( 3 ) و در مورد دستيارانت نيز هشيار باش ، اگر يكى از آنان دست به خيانتى گشود و گزارشهاى بازرسانت در آن باب موافق يك ديگر در آمد به اين گواهيها اكتفا كن و او را كيفر بدنى ده و آنچه از كار خود اندوخته از او بستان و سپس او را به مقام خوارى فروكش و داغ خيانتش برنه و ننگ تهمت بر گردنش بند .
( 4 ) به آنچه ( حال ) خراجگزاران را بهبود بخشد با دلبستگى رسيدگى كن « 17 » زيرا اصلاح خراج ( ماليّات ) و بهبود خراجگزاران مايهء بهبود وضع ديگران است و ديگران جز به آنان سامان نيابند ، چه تمام مردم وظيفه خوار خراج و خراجگزارانند . ( 5 ) و بايد نظر تو به آبادانى زمين بيش از علاقهء تو به دريافت خراج باشد زيرا به دست آوردن ( خراج ) جز به عمران و آبادانى صورت نپذيرد و هر كه آباد ناكرده خراج خواهد ، شهرها را ويران كند و بندگان ( خدا ) را هلاك سازد و كارش جز چندى اندك نپايد . ( 6 ) پس خراجگزاران همه شهرهايت را نزد خويش فرا آور و به آنان بفرماى كه از حال سرزمين خود و موجبات بهبود كار خويش و تسهيلات خراجشان آگاهت سازند سپس از كار آگاهان ( و كارشناسان ) ديگر نيز بخواه كه به تو گزارش دهند و اگر ( مردم ) از سنگينى ( ماليّات و خراج ) يا علّتى از قبيل كم آبى و خشكسالى يا غرق و آب گزشدن زمين يا سوختگى ( و بىقوّتى زمين ) بر اثر تشنگى يا آفتزدگى شكايت كردند بايد تا آنجا كه اميد دارى خدا كارشان را بهبود بخشد به ايشان تخفيف دهى . ( 7 ) و اگر از تو براى بهبود ( و تقويت ) آنچه به هزينهء خود در توان دارند كمكى خواستند به آنها كمك كن زيرا اين كمك تو به بهبودشان انجامد . پس مبادا مقدار تخفيفى كه در ماليّات آنان دادهاى بر تو گران آيد زيرا اين تخفيف اندوختهاى است كه ( مردم ) ديگر بار به صورت آبادانى سرزمين و آراستگى ( آباديهاى ) ولايتت به تو باز مىگردانند و افزون بر اين تو ستايش و
هامش
( 17 ) در ن ، به جاى « و تفقّد ما يصلح اهل الخراج » [ و تفقّد امر الخراج بما يصلح اهله - به كار خراج چنان به دلبستگى رسيدگى كن كه حال خراجگزاران بهبود يابد ] آمده است .