حسن نيّت « 18 » و بهره دهى آنان را همراه با موجباتى كه خدا جلب ( محبّتشان ) « 19 » را بدان آسان كند ، به دست آوردهاى . زيرا خراج با سختگيرى و رنج دادن ( به مردم ) به دست نمىآيد با آنكه اين قرار دادى است كه بدان تكيه دارى و اگر پيشامدى رخ داد به آنان اعتماد توانى كرد و از ما زاد نيرويشان به سبب آسايشى « 20 » كه براى آنها فراهم ساختهاى و عدالت و مدارايى كه آنان را بدان خو دادهاى ، اندوختهاى و ( نيز ) از شناخت آنان نسبت به عذر خود ، در صورت بروز پيشامدى كه ( براى رفعش ) به ايشان متّكى هستى ، استفاده خواهى برد و آنان به دلخواه خويش آن را بپذيرند . ( 1 ) به راستى آبادانى ( كشور ) موجب مىشود كه هر بارى بر آن بنهى تاب آورد ، و ويرانى هر سرزمينى به فقر و نادارى ساكنانش مىكشد و نادارى مردم ناشى از زياده روى « 21 » فرمانروايان ( در خراجگيرى ) و بدگمانى آنها به دوام ( دولت و روزگار ) خويش و كم بهرگى از عبرتهاست . ( 2 ) پس در ولايتى كه به تو سپردهاند چون كسى عمل كن كه خوش دارد ستايش مردم و ثواب خداوند و خرسندى امام را ذخيرهء ( راه خود ) سازد ، و لا قوّة الّا باللَّه ( نيروئى جز از خداوند نباشد . ) ( 3 ) سپس در كار نويسندگانت بنگر و حال هر يك از ايشان را درياب كه چه نيازمنديهايى دارند و براى ايشان مقامها و پايههايى مقرّر دار و بهترين آنان را بر ( تصدّى ) كارهاى خود گمار و نامههاى خود را كه حاوى نقشهها و رازهاى توست ويژهء آن ( دبيرى ) كن كه روشهاى نيك ادب را بهتر گرد آورد و براى گفتگو در كارهاى سترگ شايستگى دارد و صاحبنظر و خير انديش و هوشمند است ، و از ديگران رازدارتر است ، كسى باشد كه بزرگداشت ( و قدرشناسى ) تو بدمستش نسازد و بر خود نبالد و در خلوت بر تو گستاخى نراند و در آشكار جسارت نمايى نكند ، از رساندن نامههاى رسيده از اطراف ( مملكت ) تو و نوشتن پاسخهاى مناسب به جاى تو غفلت نورزد و در آنچه به نام تو مىگيرد و مىدهد كوتاهى نكند و پيمان نامههايى را كه به سود توست سست ننگارد و از گسستن آنچه به زيان تو بستهاند وانماند ، و از ارزش ( و پايهء ) خود در كارها بىخبر نباشد زيرا كسى كه مايه و پايهء خويش نشناسد ( البته ) در شناخت ارزش و پايهء ديگرى نادانتر خواهد بود . ( 4 ) جز اين ، آنچه
هامش
( 18 ) در متن « حسن نيّاتهم » و در پارهاى نسخهها [ . . . نيّتهم ] و درن ، [ مع استجلابك حسن ثنائهم و تبحّجك باستفاضة العدل فيهم معتمدا فضل قوتهم بما زخرت عندهم - علاوه بر اين ، حسن ستايش مردم را به دست آوردهاى و براى گسترش عدالت در ميان آنان سرافراز شدهاى و به قدرتمندى آنان به لحاظ اندوختهاى كه نزد ايشان دارى پشتگرم مىشوى ] آمده است .
( 19 ) ( مراد تسهيل موجبات جلب دوستى مردم از سوى خداست . - م . ) در پارهاى نسخهها به جاى « جلبهم » [ حليّهم ] آمده است .
( 20 ) در متن « من الجمام » و در پارهاى نسخهها فقط [ الجمام ] ، و درن ، [ من اجمامك - از راحت رسانى تو ] آمده است .
( 21 ) در ن ، به جاى « اسراف الولاة » [ لا شراف انفس الولاة على الجمع - براى توجه نفس فرمانروايان به مال اندوزى ] آمده است .