اين اوقات را بزرگ و گرامى دار ، گرچه همهء اوقات تو ، در صورت درستى نيّت ، « 31 » با خدا مىگذرد و مردم از آن در سلامتند و بايد در گزيدهترين آن فرصتها كه خالصانه به پرداخت دين خود به درگاه خدا مىپردازى به انجام فرائضى كه ويژهء اوست مشغول شوى ، ( 1 ) پس در شبانه روز خود بخشى از ( نيروى ) بدنى خويش را در آنچه واجب ( و فريضه ) است ، تقديم خدا كن زيرا خدا ( وجوب ) نماز نافله را مخصوص پيامبر خويش ، و نه ديگر آفريدگانش كرد و فرمود :
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً
- و بعضى از شب بيدار و متهجّد باش ( نماز نافله بخوان ) كه نماز شب خاصّ توست ، باشد كه پروردگارت تو را به مقامى پسنديده ( شفاعت ) بگمارد » . « 32 » .
پس اين امرى است كه خداوند ويژهء پيامبر خود فرموده و او را بدان گرامى داشته و ديگرى را در بر نمىگيرد و براى ديگران مستحبّ است زيرا خداوند فرمايد :
. . . وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ
- هر كس ( داوطلبانه ) به راه خير و نيكى شتابد ( و كار خوبى را به وجه مستحبّ انجام دهد ) خدا قدردان و آگاه است » « 33 » ( 2 ) پس آنچه را موجب نزديكى تو به خدا و كرم اوست بسيار بجاى آر « 34 » و فرايض خدا را كامل و بىكم و كاست « 2 » ، به هر اندازه تنت را به رنج افكند ، ادا كن . ( 3 ) چون به امامت نماز براى مردم پردازى نه ( از فرط تطويل و كندى نماز ) موجب رنجش و بيزارى ( نمازگزاران ) شو و نه ( از فرط تقصير و شتابزدگى ) حقّ نماز را تباه ساز . « 36 » زيرا بسا در ميان مردم كسى باشد كه بيمار است يا او را كارى ( ضرور ) است . و من خود از پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله ، هنگامى كه به يمن گسيلم مىفرمود ، پرسيدم : چگونه با ايشان نماز گزارم ؟ گفت : « با آنان همچون ناتوانترين فردشان نمازگزار و با مؤمنان مهربان باش » .
( 4 ) پس از اين ، مبادا پوشيدگى خود را از مردم به دراز كشانى چه پوشيده بودن زمامداران از مردم بخشى از فشار و ( سبب ) كم اطّلاعى از كارهاست ، و رخ نهفتن ( رشتهء ) آگاهى آنان را از آنچه در بيرون مىگذرد قطع مىكند و در نتيجه بزرگ ، به ديده ايشان كوچك ، و كوچك بزرگ و زيبا زشت ، و زشت زيبا مىنمايد و حق به باطل مىآلايد و البتّه زمامدار هم بشرى است ( همچون ديگران ) كه كارهايى را كه مردم از او پوشيده مىدارند نمىداند و گفتار نيز نشانهاى ندارد كه راست و دروغش باز شناخته شود تا از آميختگى « 37 » ( حقّ و باطل ) در پشت پردهء پنهانكارى مصون باشد . ( 5 ) و بيگمان
هامش
( 31 ) ن : به جاى « اذا صحّت النيّة » [ اذا صلحت فيها النيّة - اگر در آن نيّت صالحانه باشد . ]
( 32 ) الاسرى ، 79
( 33 ) البقره ، 158
( 34 ) ن : به جاى « و وفّر » [ و وفّ - ايفا كن ]
( 2 ) ن : به جاى « غير مثلوب » [ غير مثلوم - نامخدوش ]
( 36 ) مطلوب ، حد وسط و ميانه روى در امامت نماز است .
( 37 ) در متن « الادخال . . . » و در پارهاى نسخهها [ الادغال في الحقوق - دغلكارى در حقوق آمده است كه وجه اخير درستتر به نظر مىرسد . - م .