بخشش و رحمت الهى بر شما نبود ، جز عدّهاى اندك شمار ، همه از شيطان پيروى مىكرديد » . « 14 » پس رجوع به خدا ، به كار بستن آيات صريح كتاب اوست و رجوع به پيامبر به كار بستن سنّت ( و فرمان ) جامع مورد اتفاق و دور از پراكندگى اوست . و ما خاندان پيامبر خداييم كه نصّ « محكم » كتابش را در يابيم و « متشابه » آن را تميز دهيم و « ناسخ » را از « منسوخى » كه خداوند تكليفش را برداشته ، بازشناسيم .
( 1 ) در بارهء ( افراد ) دشمنت چنان رو كه ديدى ما در مورد دشمنانى كه مانند آنانند رفتيم ، و پياپى گزارش هر پيشامدى را به ما بنويس ، اين فرمان كلّى ماست و ( در موارد دشوار بايد ) از خداوند ياورى خواسته شود .
( 2 ) سپس در مورد قضاوت ميان مردم با نيّتى خوب بنگر زيرا قضاوت ( درست ) در ستاندن داد مظلوم از ظالم و گرفتن حقّ ناتوان از توانا و اجراى حدود خدا بر پايهء سنّت و برنامهء آنهاست كه عباد و بلاد خدا بدان اصلاح شوند . ( 3 ) پس براى قضاوت ميان مردم برترين رعيّت خود را در نظر خويش و زبدهترين آنان را در دانش و بردبارى و پرهيزگارى و سخاوت برگزين ، از آن مردان كه كارها در تنگنايش نگذارد و دادخواهان به خشمش نيارند و در لغزش پافشارى نكند و هر گاه حق را باز شناخت از بازگشت به آن سرنتابد و نفسش پيرامون طمع نگردد و بىتحقيق و تأمّل بدان چه در آغاز به ذهنش مىرسد بسنده نكند ، در مورد شبههها آگاهتر و در استناد به برهانها تواناتر و از مراجعهء دادخواهان نستوهتر و بر كشف حقيقت امور شكيباتر و بگاه روشن شدن حكم قاطعتر باشد ، از آنان كه چرب زبانى به غرورش نيفكند و گزافهگويى « 15 » ( از حق ) منحرفش نسازد و گوش به تبليغ ( و جنجال ) ندهد . ( 4 ) پس مقام قضاوت خود را به چنين كسى واگذار و ( البته ) اينان اندكند . سپس به قضاوت او بسيار رسيدگى كن و در حقّ او چنان دست گشاده دار كه نيازش رفع شود و از آن ( در زندگانى ) كمك گيرد و حاجتش به مردم كم شود ، و چنان منزلت و مقامى نزد خويش به دو بخش كه هيچ يك از نزديكانت ياراى طمعورزى ( در ربودن آن مقام از او ) نكند تا بدين وسيله از توطئهء دولتمردان نزد تو بر ضدّ خويش ايمن باشد . در محضر خود او را نيك احترام گذار و نزديك خويش بنشان و قضاوتش را امضاء و حكمش را تنفيذ كن دستش را نيرو ده و دستيارانش را از اقران برگزيدهء او ، از فقيهان و پرهيزگاران و خيرخواهان خدا و خير انديشان نسبت به بندگان خدا كه مىپسندى ، قرار ده تا در آنچه بر او شبهه آلود است با ايشان گفتگو كند و در آنچه نمىداند از دانش آنان بهره جويد و ايشان ، به خواست خدا ، گواهان قضاوت او ميان مردم باشند .
( 5 ) سپس ( وظيفهء تو ) برگزيدن آگاهان و حاملان ( گزارشگران ) اخبار ( قضايى ) است كه « 16 » قاضيان
هامش
( 14 ) النساء ، 83
( 15 ) در ن ، به جاى « اغراق » « [ اغراء - ترغيب و تشويق و فريفتن ] آمده است .
( 16 ) در متن « ثمّ حملة الاخبار لاطرافك قضاة تجتهد فيهم نفسه » است ( كه خالى از تشويش نيست . - م . ) و در پارهاى نسخهها [ حملة الاختيار ] و در پارهاى [ حمّل الاختيار ] آمده است و گفتهاند صحيح آن « ثم اختيار حملة الاخبار لاطرافك قضاة تجتهد فيه نفوسهم » است ( كه در ترجمه اين وجه اختيار شد . - م . ) و در دعائم الاسلام [ و اختر لاطرافك قضاة تجهد فيهم نفسك ] آمده كه اختلاف بسيارى با متن دارد و بايد منتظر نسخهء صحيحى بود كه ضبط درست عبارت را آورده باشد . ( البته اگر « حملة الاخبار » را به معنى خبرگزاران قضايى بگيريم با توجه به دنبالهء عبارت كه شامل نهى از اختلاف آراء قضات اطراف و اكناف مملكت است مفاد عبارت مىتواند چنين باشد كه « با توجه به وجود گزارشگرانى كه اخبار گوشه و كنار مملكت ، و از جمله اخبار احكام قضايى را به ديگر نقاط مىرسانند ، بايد در انتخاب قضات بلاد شخصا بكوشى كه يك دست و همطراز باشند و احكامشان با يك ديگر اختلاف نداشته باشد و پشت به حكم خدا و سنّت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله نكنند زيرا صدور احكام مختلف و انتشار آنها به وسيلهء ناقلان اخبار در پهنهء يك كشور اسلامى باعث تفرقه و تبعيض و بىاعتمادى مردم به امر قضاوت مىشود » . و الله عليم . - م . )