به او دادهاى . پس بر توست كه اين آزمونگاه را به سود و زيان خود بشناسى تا بصيرت تو را در خوشرفتارى بيفزايد و همراه با ( ثوابى ) كه خداوند در معاد برايت واجب ساخته است ، آزمايشهاى خوبت را نزد تودهء مردم افزون كند .
( 1 ) روش خوبى را كه سران اين امّت به كار بردهاند و مايهء الفت ( و همبستگى مردم و امور جامعه ) شده و كار مردم بدان استوار گشته است ، در هم مشكن و هرگز روش تازهاى كه بدان سنتهاى ( نيك ) گذشته زيانى رساند پديد نياور كه پاداش آن سنّتها از آن سنّت گذارانش باشد و گناه شكستن آنها بر گردن تو افتد .
( 2 ) پيرامون نگهداشت آنچه مردم كشور تو بدان سامان يافتهاند و بر قرار داشتن سنّتهايى كه پيش از تو موجب قوام كار مردم بوده است ، بسيار با دانشمندان گفتگو كن و با فرزانگان به مذاكره بنشين زيرا اين ( روش ) حقّ را پايدار و باطل را دور سازد و دليل و نمونهء ( حسن نيّت تو ) را كافى است چه سنّتهاى خوب همان راه فرمانبردارى خدا باشد .
( 3 ) آنگاه ، بدان كه مردم چند طبقهاند ؛ نه دستهاى بدون پارهاى ديگر كارش سامان مىيابد و نه برخى از گروهى ديگر بىنيازند . اينان عبارتند از : سپاهيان خدا ، نويسندگان عمومى و خصوصى ، قاضيان عدالت ، كارمندان ( اهل ) انصاف و مدارا ، جزيه پردازان ذمّى و ( خراجگزاران ) مسلمان ، بازرگانان و صنعتگران و طبقهء فرو دست كه از نيازمندان و مستمندانند . و خداوند براى هر يك سهمى نام برده و در كتاب خود يا سنّت پيامبرش صلّى اللَّه عليه و آله نصيبى مقرّر داشته و ( اين ) پيمانى است كه نزد ما محفوظ ( و مورد احترام و اعتماد ) است .
( 4 ) سپاهيان به فرمان خدا ، پناه مردم و زينت زمامداران و عزّت دين و وسيلهء امنيّت و آسايشند و مردم جز به ( وجود ) آنان نپايند . آنگاه سپاهيان را پايندگى نباشد جز بدان چه خدا براى آنها از خراج ( ماليات ) بديشان رسانده تا به ( مدد ) آن براى جهاد با دشمنان خود نيرو گيرند و بدان دلگرم باشند و نيازشان را تأمين كند ، ( 5 ) آنگاه اين دو گروه ( سپاهيان و مؤدّيان ماليّات ) نپايند مگر به ( وجود ) گروه سوّمى كه قاضيان و كارمندان و نويسندگانند كه در كارها حكم دهند و انصاف را آشكار كنند و منافع را گرد آورند و در امور كلّى و جزئى امين باشند . ( 6 ) و اين همه را پايدارى نيست مگر به ( وجود ) بازرگانان ، و صنعتگران كه منافع را جلب كنند و بازارها را پر رونق دارند و مردم را از تهيهء نيازمنديها به دست خود ، كه تهيهء آنها جز از بازرگانان ساخته نيست ، بىنياز سازند . ( 7 ) سپس طبقهء نيازمندان و درماندگانند كه سزاوار كمك هستند و در عايدات الهى سهمى گسترده دارند و هر يك را تا حدّ اصلاح وضع معاشش بر زمامدار حقّى است . ( 8 ) و زمامدار جز با همّتورزيدن و يارى جستن از خداوند و گماشتن نفس خود به پايبندى حقّ و شكيبايى در آنچه بر او دشوار يا آسان است ، از عهدهء انجام اين تكاليف كه خدا بر عهدهاش نهاده ، برنيايد . ( 9 ) از سپاهيانت آن كس را به فرماندهى بگمار
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص١٣٠