تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
كه به نظر خودت ، در حقّ خدا و پيامبر او و امام تو ، خيرخواه‌تر و پاكدامن‌تر و شكيباتر و داناتر و با تدبيرتر باشد ؛ كسى كه دير به خشم آيد و زود پوزش خواهد ، به ناتوانان مهر ورزد و بر زورمندان سخت گيرد ؛ كسى كه زور ( و قدرت ) او را بر نينگيزد و سستى وى را از پا در نياورد . ( 1 ) سپس به دودمانداران و صاحبان خانمانهاى صالح و سوابق خوب بپيوند و آنگاه با رادمردان و گشاده دستان و بلندنظران ( بياميز ) كه اينان سرچشمه‌هاى فيّاض بزرگوارى و منابع احسانند و به خوشبينى به خداوند و ايمان به تقدير او رهبرند . ( 2 ) سپس چونان پدرى كه از پسرش دلجويى كند به كارشان برس و مبادا كارى كه در جهت پشتيبانى ( و تقويت مادّى و معنوى ) ايشان كرده‌اى به نظرت بزرگ آيد و ( نيز ) مبادا لطفى را كه بديشان تعهّد كرده‌اى ، هر چند اندك باشد ، خرد و ناديده بگيرى زيرا اين رفتار ( پدرانه ) مايهء خير خواهى و خوشبينى آنان نسبت به تو مىشود . پس رسيدگى به كارهاى خرد و ظريف ايشان را به اتّكاى پرداختن به كارهاى مهمّ و بزرگ آنان وامگذار چه در كارهاى خرد و ظريف ، لطف تو را جايى و در كارهاى بزرگ و چشمگير نيز پايگاهى است كه ( در هر دو مورد ) از آن بىنياز نيستند . ( 3 ) بايد گزيده‌ترين سرداران سپاهت كسى باشد كه با سربازان يارى و همپايگى كند ، و در بخشش از ( امكانات ) خود بر آنها برترى داشته باشد و به آنان و خانواده‌هايشان كه در پشت سر گذاشته‌اند ( يا باز ماندگانشان ، پس از شهادت ) گشايش و آسايش رساند تا در جهاد با دشمن يك دله شوند و سپس پياپى از سوى خود به آنها اعلام كن كه ايشان با ايثار و از خود گذشتگى خويش پيش تو بس عزيز و ارجمندند و متوجه گشايش ( حال و معاش ) آنها باش و آن را با خوشرفتارى و توجّه و مهربانى ثابت كن زيرا مهربانى تو به آنها دلهايشان را به مهر تو مىكشاند . ( 4 ) و به راستى بهترين آرام بخش ( دل و ) ديدهء زمامداران گسترش « 11 » عدالت در كشور و بروز محبّت مردم است ، و محبّت مردم پديد نيايد مگر آنكه دلشان ( از كينه نسبت به حكومت ) پاك باشد . و خير خواهى آنان راست نيايد مگر آنكه به حمايت از زمامدارانشان علاقه‌مند باشند و سنگينى بار دولت بر شانهء ايشان كم باشد و ايّام حكومتشان را دير نشمارند « 12 » . ( 5 ) سپس سپاهيانت را تنها به بهرهء غنيمتهايى كه ميانشان تقسيم مىكنى وامگذار ، بلكه همراه با هر غنيمت سهمى برابر آن ( از بيت المال ) كه خدا برايشان مقرّر فرموده به آنان بده تا يارى آنها را جلب كنى و اين موجبى براى بازگشت آنها ( به جبههء جهاد ) و يارى دادن به خدا و دينش باشد . و دلاوران را امتياز بده كه در غايت آمالت هم آرمان تو باشند و با بخشش ( به آنها ) خير خواهى ( خود را ) نشان ده و يكايك ايشان را نيك بستاى و به
هامش
( 11 ) در ن ، به جاى « استفاضة العدل » [ استقامة العدل - برقرارى عدالت ] آمده است . ( 12 ) مراد آن است كه از آنجا كه ايّام رنج و محنت معمولا درازتر از لحظات شادى و خوشى به نظر مىآيد ، به سبب ظلم و جور زمامدار ، ايّام حكومت او به نظر مردم ستمزده طولانى نيايد و به انتظار پايان آن روزگار تلختر از زهر دقيقه شمارى نكنند . - م .